<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>Mypersia</title>
	<atom:link href="http://mypersia.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://mypersia.wordpress.com</link>
	<description>من عشق میورزم، پس هستم</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Dec 2011 23:44:32 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='mypersia.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://1.gravatar.com/blavatar/d506c203831281ae5cb0494dcfb151f6?s=96&#038;d=http%3A%2F%2Fs2.wp.com%2Fi%2Fbuttonw-com.png</url>
		<title>Mypersia</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://mypersia.wordpress.com/osd.xml" title="Mypersia" />
	<atom:link rel='hub' href='http://mypersia.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>عام‌ترین نام مردان ایتالیا از ایران آمده است/ رمزگشایی از نقاشی رافائل</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com/2011/12/18/%d8%b9%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a2/</link>
		<comments>http://mypersia.wordpress.com/2011/12/18/%d8%b9%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a2/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Dec 2011 07:04:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mypersia</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mypersia.wordpress.com/?p=1085</guid>
		<description><![CDATA[http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1483623 «پیه مونتسه» ایرانشناس معروف ایتالیایی می‌گوید: نام «ماریو» امروزه یکی از معروف‌ترین نام‌ها برای مردان ایتالیاست و بر اساس آمار، حدود یک میلیون و 700 هزار نفر در ایتالیا به این نام شناخته می‌شوند که برگرفته از نام یک جوان مسیحی ایرانی عهد ساسانیان است. خبرگزاری مهر &#8211; گروه فرهنگ و ادب: پروفسور «آنجلو میکله [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1085&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1483623">http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1483623</a></p>
<table id="tblNews" width="100%" border="0" cellspacing="4" cellpadding="6">
<tbody>
<tr>
<td colspan="2">«پیه مونتسه» ایرانشناس معروف ایتالیایی می‌گوید: نام «ماریو» امروزه یکی از معروف‌ترین نام‌ها برای مردان ایتالیاست و بر اساس آمار، حدود یک میلیون و 700 هزار نفر در ایتالیا به این نام شناخته می‌شوند که برگرفته از نام یک جوان مسیحی ایرانی عهد ساسانیان است.</td>
</tr>
<tr>
<td colspan="2"><strong>خبرگزاری مهر &#8211; گروه فرهنگ و ادب: </strong>پروفسور «آنجلو میکله پیه مونتسه» سال‌ها استاد ادبیات فارسی و زبان‌شناسی در دانشگاه‌های رم، ونیز و استراسبورگ بوده‌ و «کتابشناسی ایران در زبان ایتالیایی» از برجسته‌ترین کارهای این ایرانشناس ایتالیایی است. پیه مونتسه نسخه معتبری از منطق‌الطیر عطار را هم کشف و منتشر کرده است. از دیگر کارهای او شناختن و شناساندن شاهنامه خطی مورخ ۶۱۴ هـ.ق است که پایه چاپ شاهنامه معتبر «جلال خالقی‌مطلق» قرار گرفت. «سفارت ایتالیا در تهران» کتاب نفیس دیگری است که به همت این ایرانشناس ایتالیایی منتشر شده است. زنده‌یاد ایرج افشار در سال 1371 تاکیده کرده بود که «دنیای علم، آگاهی از سابقه ایرانشناسی در ایتالیا را مدیون پیه مونتسه است که عمرش را در کارهای دانشگاهی و در رشته ایرانشناسی گذرانیده و دارای چندین کتاب اساسی و 60 &#8211; 50 مقاله ممتاز و ابتکاری در آن زمینه است». پرونده بیستمین دوره جایزه بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، امسال با اهدای قالیچه ابریشمی معروف این بنیاد به پروفسور «آنجلو میکله پیه مونتسه» بسته شد. در مدت کوتاه اقامت این ایرانشناس ایتالیایی در ایران فرصتی دست داد تا با او در مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی درباره تحقیقاتش درباره ایران به گفتگو بنشینیم که متن آن از نظر می‌گذرد.</p>
<p><strong>* آقای پروفسور رشته شما دقیقاً چیست؟</strong></p>
<p>من در زمینه‌های مختلفی کار می‌کنم؛ نسخه‌شناسی هم برای من جنبه‌ای است از تاریخ‌شناسی. البته من بیشتر در زمینه تاریخ اعم از تاریخ ادبیات یا تاریخ نسخه‌ها تحقیق می‌کنم.</p>
<p><strong>* من دیده‌ام که شما راجع به فرهنگ عامه هم کار کرده‌اید.</strong></p>
<p>این مربوط است به تحقیق من درباره سنت کشتی‌گیری و ورزش زورخانه‌ای و فتوّت. نکته اصلی درباره هدف پژوهش‌های من این است که منحصراً و عموماً راجع به میراث فرهنگی ایرانی که در ایتالیا هست، پژوهش می‌کنم. خودِ میراث فرهنگی ایرانی هم دو جنبه دارد؛، یکی مثل نسخه‌های خطی و یا ترجمه و تفسیر متون ادبیات فارسی به زبان ایتالیایی است و جنبه دوم برخورد، تماس و روابط تاریخی و فرهنگی میان این کشور و کشور من است. تاریخ روابط دو کشور از رم باستان یعنی از دو سده پیش از میلاد شروع می‌شود. برخورد خصمانه میان دولت رُم و ایران تقریباً 7 سده ادامه داشت. این با برخورد 60 &#8211; 70 ساله ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی قابل مقایسه نیست. دولت رم آن زمان ابرقدرت اروپا بود که مرزش تا خاورمیانه گسترده بود و ایران هم در همین منطقه (خاورمیانه) ابرقدرت بود. مرز این دو امپراتوری، شام، عراق و خلیج فارس بود. از قرون وسطی و دقیقاً از زمان ایلخانیان به بعد این رابطه برعکس و از دشمنی به دوستی تبدیل شد. این روابط دوستانه تا امروز باقی مانده است. جنبه دوم میراث فرهنگی ایران در ایتالیا به مبادلات میان سفرا و هیئت‌های دیپلماتیک و مکاتبات و شناخت متقابل از یکدیگر برمی‌گردد که اسناد آن در آرشیوهای ایتالیا از جمله در رم و واتیکان موجود است. در آنجا شما نامه‌هایی از پادشاهان ایران خطاب به پاپ‌های رم مشاهده می‌کنید که قدیمی‌ترین آنها به دوران «هلاکوخان» و «سلطان اوزون حسن آق‌قویونلو» مربوط می‌شود. نسخه اصلی این نامه‌ها از پادشاهان ایرانی در آرشیو کتابخانه واتیکان و سازمان تبلیغات مذهبی کاتولیک در شهر رم نگهداری می‌شود. کاری که الان مشغول انجام آن هستم، فهرست‌نگاری اسناد تاریخی و نسخه‌های خطی است که در این آرشیوها وجود دارد. البته همه آنها تا حالا شناسایی نشده‌اند که از جمله آنها دو ـ سه نامه از پادشاهان ایرانی به پاپ‌های رمی است که من آنها را پیدا کرده‌ام.</p>
<p><img src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/12/732680_orig.jpg" alt="" /></p>
<p><strong>* طبیعتاً زبان این نامه‌ها فارسی است. بله؟</strong></p>
<p>بله. این اصل نامه‌ها است و هیچ تصویر دیگری از آنها حتی در ایران وجود ندارد. من از زمانی که با استاد ایرج افشار آشنا شدم، توجهم به این میراث بیشتر جلب شد. آقای افشار هم که به رم آمده بود، بعداً در کتاب «بیاض سفر» تعریفی بسیار دقیق و موجز از شهر رم با این مضمون نوشت: «رم؛ شهری بسیار زیبا و تاریخ‌نما». این تاریخ‌نمایی، تاریخ‌نمایی ایران هم هست و من می‌خواهم کمی بیشتر در این باره توضیح دهم؛ از زمان باستان در «فورو رومن» The Roman Forum) یا همان میدان رمی) که منطقه وسیعی از مرکز شهر رم است، یک طاق بسیار بزرگ به یاد پیروزی امپراتور وقت رُم «سپتیمیوس سوروس» در نبرد با اشکانیان ساخته شد. در این طاق، صحنه‌هایی از این جنگ نشان داده شده است. این یک نشان تاریخی از آن دوره دشمنی میان دو کشور است، اما آنچه بعد از این طاق، در شهر رُم بیشتر از همه دیدنی است، نقاشی‌هایی است که در کاخ‌ها و کلیساها کشیده شده که یادگار حوادث، رویدادها و شخصیت‌های تاریخی ایرانی به ویژه ایران باستان مثل کوروش کبیر است؛ به عنوان مثال در کاخ «کویریناله» که در سال 870 میلادی اقامتگاه پاپ‌های رُمی بود، روی یک دیوار نقاشی بزرگی از «کوروش کبیر» وجود دارد که فرمان آزادی اسرائیلیان را از اسارت در بابل ابلاغ کرده است. همچنین در بزرگ‌ترین تالار این کاخ، یک نقاشی مربوط به حضور سفیران ایران نزد پاپ پُل پنجم وجود دارد؛ در این نقاشی، چهار تصویر دیده می‌شود؛ تصویر اول: حاجی علی قلی خان، سفیر شاه عباس، تصویر دوم: رابرت شرلی، جوان انگلیسی که در خدمت ایران بوده است، تصویر سوم: دیگر اعضای این دو هیئت دیپلماتیک و تصویر چهارم: خواجه صفر ارمنی که یکی دیگر از سفرایی بوده که شاه عباس او را به اروپا فرستاده بود. این قبیل یادگارهای هنری از زمان قرون وسطی تا دوران‌های بعد وجود داشته است. در این آثار هنری ما همچنین بسیاری از شخصیت‌های تاریخی و در یکی دو مورد داستانی را می‌بینیم. به عنوان مثال در کاخ واتیکان تالاری وجود دارد که آن را «رافائل» مشهورترین و بزرگ‌ترین نقاش دوران رنسانس نقاشی کرده است که به آن «مدرسه آتن» می‌گویند و نشان از هماهنگی مدرسه‌های فلسفه یونانی و در عین حال برخورد میان ارسطو و افلاطون دارد. این نقاشی حقیقتاً هماهنگی ایده‌آلی و آرمانی فلسفه‌ها و علوم را به نمایش گذاشته است. نقاشی رافائل، تصویری از زرتشت که گویی از آسمانِ آبی در دست دارد و رو به روی او، بطلمیوس جغرافیدان یونانی عهد باستان، که ایستاده و کره زمین را با دست نشان می‌دهد، نمایان است. در این تصویر ارسطو هم در کنار افلاطون با انگشت زمین و افلاطون هم با انگشت آسمان را نشان می‌دهد. بنابراین در نقاشی رافائل، زرتشت شخصیت مقابل افلاطون است.</p>
<p><img src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/12/733682_orig.jpg" alt="" /></p>
<p><strong>«زرتشت» با گویی از آسمان <strong>ایستاده </strong>مقابل «بطلمیوس» با گویی از زمین (<strong>نقاشی رافائل)</strong></strong></p>
<p>یک مثال دیگر؛ در زمان ساسانیان یک خانواده چهار نفره ایرانیِ مسیحی به رم مهاجرت کردند. آنها در سال 270 بعد از میلاد در رم شهید شدند. این تاریخ به قبل از پذیرش مسیحیت از سوی امپراتوری رُم و تشکیل امپراتوری قسطنطنیه برمی‌گردد. این خانواده شامل پدر، مادر و 2 پسر بوده است؛ نام پدر خانواده «ماریوس ماریوس» بوده است. البته «ماریوس» یک نام سنتی رُمی بوده است، ولی این ماریوس، فرم لاتینی و فارسی میانه و سریانی «ماری» به معنی آقا است. نام همسرش هم «مارتا» بوده که به معنی خانم است. هر چهار عضو این خانواده ایرانی از قدیسان مسیحی بوده‌اند و جزو 8 قدیس ایرانی هستند که در کلیسای مسیحی پرستش می‌شوند. امروزه هم جشن سالانه این خانواده در 12 ماه ژانویه هر سال برگزار می‌شود. نکته جالبتر آنکه امروزه نام «ماریو» یکی از معروف‌ترین نام‌ها برای مردان در ایتالیا است و بر اساس آمار بعد از جوزف (یوسف) عام‌ترین نام است؛ حدود یک میلیون و 700 هزار نفر در ایتالیا نامشان «ماریو» است؛ شاید برای شما جالب باشد که بگویم نام نخست وزیر جدید ایتالیا هم &#8211; که چند هفته پیش انتخاب شد - «ماریو» (مونتی) و نام رئیس کنونی بانک مرکزی اتحادیه اروپا هم &#8211; که مقرش در فرانکفورت است &#8211; «ماریو» (دراگی) است و جالب‌تر آنکه هر دوی آنها «سوپر ماریو» لقب گرفته‌اند! یک بازی اینترنتی هم به همین نام (سوپرماریو) وجود دارد. این یک یادآوری بود از ارتباطات و برخوردهای میان کشور ایران با کشور من ایتالیا و شهر رُم و نشان می‌دهد که این روابط چه میزان نزدیک به هم هستند.</p>
<p><strong><strong>آقای ایرج افشار</strong> در نامه‌ای به مزاح درباره بازنشستگی<strong> شما</strong> نوشته است: حتماً شنیده‌اید که ایرانی‌ها در مورد بازنشستگان می‌گویند «حالا با زن نشسته شده است» و بعد هم بلافاصله می‌گوید به خانمتان سلام برسانید! این مزاح آقای افشار را با شما، یادآوری کردم تا این سئوال را بپرسم که واقعاً چه جنبه‌ای از وجوه فرهنگی ما ایرانی‌ها بیش از همه نظر شما را به خود جلب کرده است؟ آیا همین خوی مزاحی است که آقای افشار با آدم‌های جدی مثل شما داشته است یا چیز دیگری است؟</strong></p>
<p>پیوند عمیق ایرانیت با رُمیّت. من هر موضوعی را که تحقیق می‌کردم، به هر حال به نتیجه‌ای درباره آن می‌رسیدم؛ نامی، رویدادی یا موضوعی. مثلاً در ادبیات تطبیقی؛ برخی ایرانشناسان &#8211; دست کم اروپایی &#8211; معتقدند که ایرانشناسی حدوداً در قرن هفدهم میلادی شروع می‌شود. این چطور ممکن است؟! «کتسیاس»، پزشک یونانی در دربار داریوش کتابی نوشته به نام «مدیکا و پرسیکا» (یعنی مادها و پارسیان). واقعیت این است که ایرانشناسی در اروپا از آن زمان شروع می‌شود. آنها می‌گویند نخستین متن ادبی فارسی که در اروپا  شناسایی و ترجمه شده است، «گلستان» سعدی است ولی من تحقیق می‌کنم و به نتیجه دیگری می‌رسم؛ نخستین متن ادبی فارسی نوین &#8211; و نه باستانی &#8211; که در اروپا شناخته و ترجمه شده است، «هشت بهشت» امیرخسرو دهلوی است که یک ترجمه آن در سال 1557 یعنی اوایل پادشاهی شاه طهماست صفوی در ونیز انتشار یافته است. این همه ماجرا هم نیست؛ این متن به دیگر زبان‌های اروپایی هم ترجمه شده است؛ آلمانی، هلندی، انگلیسی و فرانسوی. همچنین نوعی روایات ایرانی مانند «بهرام نامه» و «سندبادنامه» و نیز «اسکندرنامه» در اروپا و هم در آسیا مشهور بوده است. یکی از دلایل ترجمه «هشت بهشت» امیرخسرو دهلوی به زبان ایتالیایی، داستانی است که به آن «فن پژوهش علمی» (یا در زبان انگلیسی Detective Novel) می‌گویند. «هوراس والپول» نویسنده و سیاستمدار معروف انگلیسی در اوایل قرن هجدهم میلادی در نامه‌ای به دوستش کنسول بریتانیا در فلورانس می‌نویسد: «یادم هست موقعی که جوان بودم این کتاب &#8211; ترجمه ترجمه «هشت بهشت» (ترجمه انگلیسی آن از روی نسخه ایتالیایی) &#8211; را خواندم. در این جور داستان‌ها سه جوان که فرزند پادشاهان «سراندید» بوده‌اند، در جهان مسافرت می‌کنند، جهت پژوهش و تشخیص خوبی و بدی. من (هوراس والپول) این جور پژوهش‌ها را «سرندیپیتی» می‌نامم که همان «سراندیپیّت» است». این مفهوم علمی &#8211; پژوهشی بعد از والپول بسیار مشهور شده و امروزه به هر اکتشاف علمی و هنری اصطلاحاً سراندیپیتی گفته می‌شود. اینگونه پیوندهای تاریخی و فرهنگی است که بیشتر توجه من را جلب می‌کند؛ در تحقیقاتم همیشه از ایتالیا شروع می‌کنم و وقتی می‌رسم به ایران، دوباره به ایتالیا برمی‌گردم.</p>
<p><strong>مایلم درباره نسخه‌ای که شما از «منطق‌الطیر» عطار در ایتالیا کشف کرده‌اید و آن را به جهان شناسانده‌اید، بیشتر بدانم. این نسخه چه جایگاهی در میان دیگر نسخه‌های این منظومه عرفانی ایرانی دارد؟</strong></p>
<p>از زمان شاه طهماسب صفوی، مجموعه‌ای از متون و نسخه‌های فارسی به ایتالیا آورده شدند. این نسخه‌های خطی در کتابخانه‌ها نگهداری می‌شد و هیچکس آنها را نخوانده بود تا اینکه بعد از چهار قرن، من کاری انجام دادم و در واقع شجاعت شناخت این نسخه‌ها را به دست آوردم. من به سراسر ایتالیا مسافرت کردم و این نسخه‌ها را شناختم و بعد آنها را فهرست نویسی و تصیح کردم. در میان این متون، کم و بیش نسخه‌های جالب نسبتاً فراوانی وجود دارد. در مورد این نسخه که مورد علاقه شما است، باید بگویم که این نسخه در کتابخانه سلطنتی شهر تورین نگهداری می‌شد و دلیل این مسئله هم این است که «تورین» یا به زبان ایتالیایی «تورینو» پایتخت منطقه «پیه مونته» یعنی پادشاهی هم بوده و در واقع کتابخانه شخصی پادشاه پیه مونته بوده است. برای اطلاع شما باز هم باید بگویم که «پیه مونته» همان دولتی است که ایتالیا را تسخیر کرد؛ پیش از آن ایتالیا سرزمینی بوده که قرن‌ها و قرن‌ها در آن دولت‌هایی حاکم بوده‌اند اما در سال 1861 بود که به کشوری یگانه و متحد تیدیل شد و در سال 1877 هم رم به عنوان پایتخت آن انتخاب شد. به هر حال در کتابخانه پادشاه تورین تعدادی از نسخه‌های فارسی وجود دارد که به ویژه به کوشش سفرای «پیه مونته» در کشورهای خاورمیانه به خصوص استانبول (ترکیه امروزی) جمع‌آوری شده است. من هم نسخه شاخه 40 این مجموعه را که گزیده‌ای بسیار قشنگ و زیبا است، شناختم که این همان «منطق‌الطیر» مورد نظر شما است. این کتاب در واقع یک نسخه کوچک و جیبی اما منقّش و مصوّر و فوق‌العاده زیبا از «منطق‌الطیر» است. آنقدر زیبا که وقتی در شهر تورین کنگره ایرانشناسان اروپا برگزار می‌شد، چند تاریخ‌شناس بسیار معروف در حوزه نقاشیِ کتابی یا همان مینیاتور در هنگام جلسه از من خواستند که آنها را به کتابخانه سلطنتی ببرم تا آن نسخه را از نزدیک ببینند. اتفاقاً ما به همراه همدیگر رفتیم و وقتی نسخه را دیدند، متوجه شدند که کارِ دست است و باید تنها با چشم آن را دید و نه عکس را یا نسخه‌ای چاپی آن را. در اولین صفحه این نسخه از «منطق‌الطیر» و به جای دیباچه، دو تصویر مینیاتوری بسیار قشنگ از شکار مرغان توسط یک شاهزاده جوان وجود دارد. این تنها تصویری است که درباره منطق پرواز مرغان در این کتاب وجود دارد. همچنین یک تصویر از آدم نزد سه فرشته بسیار زیبا و ابهت ددار که در واقع مراسم معرفی آدم به عنوان خلیفه خدا بر زمین است، در این کتاب هست. در این تصویر، شکل آدم مانند یک بودای جوان است. این تصویر که در نسخه‌های دیگر منطق‌الطیر هم وجود دارد، نشانی از یک رویداد مشهور است هر چند هیچ یک به زیبایی این نسخه نیست و به همین خاطر این، نسخه‌ای یگانه است. همچنین خط این نسخه فوق‌العاده زیبا است و حروف آن با تمام حرکات از تشدید گرفته تا فتحه و کسره، با یک رسم الخط استثنایی نوشته شده است. اگر اشتباه به یاد نیاورده باشم، تاریخ آن هم مربوط به 857 هجری و در هر صورت اواسط قرن پانزدهم میلادی است.</p>
<p><img src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/12/732682_orig.jpg" alt="" /></p>
<p><strong>یک سئوال هم درباره نسخه‌ای از شاهنامه فردوسی که در فلورانس بوده و باز هم شما آن را کشف کرده‌اید. من در مقاله‌ای از دکتر جلال خالقی مطلق خواندم که این نسخه در واقع نیمی از شاهنامه به علاوه 12 بیت آن است. شما به عنوان کسی که این نسخه را به جهان شناسانده‌اید، می‌توانید به ما بگوئید چرا اینگونه است؟ نیم دیگر این نسخه کجاست و چرا آن 12 بیت اضافه در این جلد آمده است؟</strong></p>
<p>من در این خصوص حرفی ندارم. من یک ایرانشناس و کتابشناس هستم و این کار من نیست. همین! با این حال می‌شود گفت که تصحیح متن، کار پژوهشی بسیار مشکل و پیچیده‌ای است چرا که هیچ دو نسخه‌ای پیدا نمی‌شوند که کاملاً مشابه یکدیگر باشند. اصطلاحاً نسخه بدل‌هایی در زمینه نسخه شناسی مرتبط با زبان و ادبیات هر کشوری وجود دارد. به همین خاطر است که نسخه‌هایی پیدا می‌شوند که از کتاب اصلی، ابیات یا بخش‌هایی کمتر و یا بیشتر است و این پژوهشگر و محقق و تصحیح‌گر متن است که باید تصمیم بگیرد که کدام یک درست تر است و آیا اینها به متن اضافه شده یا مثلاً متن، ناقص است. در مورد این نسخه از شاهنامه هم که جلد اول آن موجود است و جلد دوم نیست، باید بگویم این یک داستان بلند دارد که من خلاصه آن را عرض می‌کنم؛ در سال 1584 میلادی «چاپخانه خاوری مدیچی» (به زبان انگلیسی Medici Oriental Press) در شهر رم ایجاد شد. این تقریباً مقارن بود با پادشاهی سلطان محمد خدابنده در ایران. برنامه این چاپخانه، جمع‌آوری نسخه‌های خطی خاوری یعنی ترکی، عربی، فارسی، سُریانی، ارمنی، حبشی و غیره برای مطالعه، تصحیح و انتشار آنها بر اساس نسخه‌های خطی اصل و نیز انتشار ترجمه لاتین آنها بوده است. از جمله آنها کتاب مقدس، کتاب‌های علمی، لغتنامه‌ها و دستور زبان‌ها از جمله از زبان فارسی بوده است. یک جوان به نام «جیوانی باتیستا ویکتی» به عنوان سفیر پاپ در ایران منصوب شد. او به ایران آمد و با سلطان محمد خدابنده شاه صفوی در تبریز ملاقات کرد. او نامه پاپ را برای پادشاه ایران برده بود و سلطان محمد خدابنده هم یک نامه دوستی و مودت برای پاپ به عنوان جواب فرستاد. این نخستین نامه‌ای است که از پادشاهان ایرانی برای پاپ‌های رُم فرستاده شده و نسخه اصلی آن در این شهر نگهداری می‌شود. خط همه این طومار، زرّین (طلایی) است. ویکتی مسافرت‌های دیگری هم به دیگر نقاط ایران کرد و بعداً ایرانشناس هم شد. او و برادرش هر دو دیپلمات و جهانگرد بودند که نسخه‌های خطی را برای خودشان و نیز چاپخانه رُم جمع‌آوری می‌کردند که «قانون فی‌الطب» ابن سینا نیز از آن جمله بود. البته هیچ یک از این کتاب‌ها به زبان فارسی منتشر نشد و با اینکه برنامه‌ریزی برای این کار صورت گرفته بود، چاپخانه گرفتار مشکلاتی مالی و اداری شد.  «جیوانی ویکتی» در سال 1594 به عنوان سفیر به اسپانیا فرستاده شد تا به پادشاه این کشور، خرید چاپخانه را پیشنهاد کند که البته این پیشنهاد مورد پذیرش پادشاه واقع نشد. در گزارش «جیوانی ویکتی» فهرستی از کتاب‌های جالب و مهم &#8211; که در چاپخانه بسیار غنی شهر رم نگهداری می‌شود &#8211; موجود است و همچنین مبنای پیشنهاد و مبلغ پیشنهادی برای خرید چاپخانه آشکار است. کتابی با عنوان (کرونیکا ماریا پرسیکا اکسوردیو موندی) یعنی «تاریخ بزرگ از ابتدای جهان به زبان فارسی» در این فهرست وجود دارد که به گمان من اشاره‌ای است به «شاهنامه». حالا و با اینکه در میان نسخه‌های خطی چاپخانه، دیگر همین عنوان نیست، چرا من اینطور فکر می‌کنم؟ چون پادشاه فلورانس مالکِ چاپخانه و کتابخانه نسخه‌های خطی آن بود و بودجه از طرف پادشاه به آن داده می‌شد. این سببی است برای اینکه کتابخانه نسخه‌های خاورمیانه این نهاد در رُم باقی نمانده و فعلاً در فلورانس است. ضمن اینکه بعد از آن انتقال، هیچکس درباره مجموعه نسخه‌های فارسی تحقیق نکرده و فراموش شده بودند. وقتی من این کتاب را در کتابخانه ملی مرکزی فلورانس پدا کردم، صفحه‌ها شماره‌بندی نشده بود اما در صفحه آخر یک یادداشت قدیمی از نسخه‌ای از شاهنامه که از قاهره آمده، وجود دارد. این مربوط به کتاب‌هایی است که برادر ویکتی از مصر خریده است. ولی مسئله همین جاست؛ او چه چیز خریده است؟ 2 جلد از شاهنامه یا یک جلد؟ می‌بایست دو جلد و در واقع اثر کامل بوده باشد چرا که عنوان اثر، کامل است. اما اینکه چرا جلد 2 باقی نمانده و یا نیست، من در جریان نیستم.</p>
<p><strong>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</strong></p>
<p><strong>گفتگو از: کمال صادقی</strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mypersia.wordpress.com/1085/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mypersia.wordpress.com/1085/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mypersia.wordpress.com/1085/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mypersia.wordpress.com/1085/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/mypersia.wordpress.com/1085/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/mypersia.wordpress.com/1085/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/mypersia.wordpress.com/1085/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/mypersia.wordpress.com/1085/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mypersia.wordpress.com/1085/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mypersia.wordpress.com/1085/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mypersia.wordpress.com/1085/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mypersia.wordpress.com/1085/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mypersia.wordpress.com/1085/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mypersia.wordpress.com/1085/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1085&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mypersia.wordpress.com/2011/12/18/%d8%b9%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d03a1612ce91bb706dd35084e9ad95de?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">mypersia</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/12/732680_orig.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/12/733682_orig.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/12/732682_orig.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>آینده پارازیت؟؟؟؟؟؟؟؟؟</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com/2011/12/09/%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%aa%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f/</link>
		<comments>http://mypersia.wordpress.com/2011/12/09/%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%aa%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Dec 2011 22:52:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mypersia</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mypersia.wordpress.com/?p=1083</guid>
		<description><![CDATA[آیا پارازیت قربانی سیاست‌های جدید صدای آمریکا خواهد شد؟<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1083&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آیا پارازیت قربانی سیاست‌های جدید صدای آمریکا خواهد شد؟</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mypersia.wordpress.com/1083/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mypersia.wordpress.com/1083/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mypersia.wordpress.com/1083/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mypersia.wordpress.com/1083/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/mypersia.wordpress.com/1083/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/mypersia.wordpress.com/1083/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/mypersia.wordpress.com/1083/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/mypersia.wordpress.com/1083/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mypersia.wordpress.com/1083/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mypersia.wordpress.com/1083/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mypersia.wordpress.com/1083/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mypersia.wordpress.com/1083/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mypersia.wordpress.com/1083/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mypersia.wordpress.com/1083/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1083&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mypersia.wordpress.com/2011/12/09/%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%aa%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d03a1612ce91bb706dd35084e9ad95de?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">mypersia</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>با تو رفتم، بی تو باز آمدم</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com/2011/11/25/%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%8c-%d8%a8%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%85/</link>
		<comments>http://mypersia.wordpress.com/2011/11/25/%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%8c-%d8%a8%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Nov 2011 10:58:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mypersia</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mypersia.wordpress.com/?p=1081</guid>
		<description><![CDATA[http://www.parand.se/tr-dele-divaneh.htm با تو رفتم، بی تو باز آمدم «رهی معیری»، از شاعران غزلسرا و شناخته‌شده تر از آن، یکی از ترانه‌سرایان معتبر و نام‌آشنای در موسیقی معاصر ایران است. او سرایندۀ بسیاری از ترانه‌های خاطره‌انگیز و ماندگاری چون: «دیدی که رسوا شد دلم» [علی تجویدی ـ مرضیه]، «به‌کنارم بنیشین» [مهدی خالدی ـ دلکش]، «شد خزان» [جواد [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1081&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.parand.se/tr-dele-divaneh.htm">http://www.parand.se/tr-dele-divaneh.htm</a></p>
<p align="center">با تو رفتم، بی تو باز آمدم
</p>
<p align="center">
<p dir="RTL">«رهی معیری»، از شاعران غزلسرا و شناخته‌شده تر از آن، یکی از ترانه‌سرایان معتبر و نام‌آشنای در موسیقی معاصر ایران است.</p>
<p>او سرایندۀ بسیاری از ترانه‌های خاطره‌انگیز و ماندگاری چون: «دیدی که رسوا شد دلم» [علی تجویدی ـ مرضیه]، «به‌کنارم بنیشین» [مهدی خالدی ـ دلکش]، «شد خزان» [جواد بدیع‌زاده] و «من از روز ازل دیوانه بودم» [مرتضی محجوبی ـ بنان] است.</p>
<p>از سروده‌های «رهی معیری» اما ترانه‌های کمتر شناخته شدۀ دیگری هم وجود دارد. از جمله، یکی هم ترانۀ «دل دیوانه» که ما بیشتر آن‌را با صدای «ویگن» به‌یاد می‌آوریم.</p>
<p>این ترانه اما یک‌بار هم با صدای «الهه» در برنامۀ (شاخه گل شمارۀ 277) اجرا شد. با آهنگی از ساخته‌های مشهور «خاچاطور آوادیسیان» که «جواد معروفی» آن را در دستگاه بیات اصفهان تنظیم کرده است.</p>
<p dir="RTL" align="center"><span style="font-size:x-small;">* * *<br />
</span><strong>«دل دیوانه»<br />
</strong>کلام ترانه: رهی معیری<br />
آهنگ: خاچاطور آوادیسیان<br />
تنظیم: جواد معروفی</p>
<p>پس از این زاری مکُن، هوس یاری مکُن<br />
تو ای ناکام، دل دیوانه!<br />
با غم دیرینه‌ام، به مزار سینه‌ام<br />
بخواب آرام. دل دیوانه!<br />
. . .<br />
با تو رفتم، بی‌تو باز آمدم<br />
از سر کوی او، دل دیوانه<br />
پنهان کردم، در خاکستر غم<br />
آن‌همه آرزو. دل دیوانه!</p>
<p>چه بگویم با من ای‌دل، چها کردی!؟<br />
تو مرا با عشق او آشنا کردی<br />
پس از این زاری مکُن، هوس یاری مکُن<br />
تو ای ناکام، دل دیوانه!<br />
با غم دیرینه‌ام، به مزار سینه‌ام<br />
بخواب آرام. دل دیوانه!</p>
<p dir="RTL">آن شعر و این ترانه را از بایت محبوبیتی که دارد خوانندگان دیگری نیز بازخوانی کرده‌اند. مجموعه‌ای فراهم از این ترانه‌ را در اجراهای متفاوت و با صدای خوانندگان مختلف بشنوید. شما هم اگر نمونه‌های دیگری جز آنچه در این جعبۀ موسیقی خواهید شنید سراغ دارید، «راوی حکایت باقی» را خبر کنید، یا بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.</p>
<p dir="RTL">
<div><a href="http://www.parand.se/playerMultipleList.swf">http://www.parand.se/playerMultipleList.swf</a></div>
<p>&nbsp;</p>
<p dir="RTL">
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mypersia.wordpress.com/1081/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mypersia.wordpress.com/1081/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mypersia.wordpress.com/1081/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mypersia.wordpress.com/1081/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/mypersia.wordpress.com/1081/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/mypersia.wordpress.com/1081/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/mypersia.wordpress.com/1081/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/mypersia.wordpress.com/1081/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mypersia.wordpress.com/1081/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mypersia.wordpress.com/1081/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mypersia.wordpress.com/1081/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mypersia.wordpress.com/1081/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mypersia.wordpress.com/1081/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mypersia.wordpress.com/1081/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1081&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mypersia.wordpress.com/2011/11/25/%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%85%d8%8c-%d8%a8%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d03a1612ce91bb706dd35084e9ad95de?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">mypersia</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>دولت بختيار از ديدگاه حسين هيكل&#8230;نويسنده و روزنا مه نگار مشهور مصری</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com/2011/10/31/%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%d8%aa%d9%8a%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%8a%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86-%d9%87%d9%8a%d9%83%d9%84-%d9%86%d9%88%d9%8a%d8%b3%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://mypersia.wordpress.com/2011/10/31/%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%d8%aa%d9%8a%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%8a%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86-%d9%87%d9%8a%d9%83%d9%84-%d9%86%d9%88%d9%8a%d8%b3%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 31 Oct 2011 12:35:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mypersia</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mypersia.wordpress.com/?p=1063</guid>
		<description><![CDATA[دولت بختيار از ديدگاه حسين هيكل نويسنده و روزنا مه نگار مشهور مصری محمد رضا شاه در داخل ايران بدليل خرافه پرستی و اعتقا داتی آه بيشتر از آودآی او سر چشمه ميگرفت سخت از روحا نيون می ترسيد، هيچگاه آسی از آنها را نكشت واگر افرادی در زندان از اين جماعت مردند، او نهايت [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1063&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دولت بختيار از ديدگاه حسين هيكل<br />
نويسنده و روزنا مه نگار مشهور مصری<br />
محمد رضا شاه در داخل ايران بدليل خرافه پرستی و اعتقا داتی آه بيشتر از آودآی او سر چشمه ميگرفت سخت از<br />
روحا نيون می ترسيد، هيچگاه آسی از آنها را نكشت واگر افرادی در زندان از اين جماعت مردند، او نهايت تلاش ر ا<br />
ميكرد تا بنحوی رضايت بازماندگان آنان را جلب آند . سازمان اوقاف عريض و طويل شاه دست در دست ساواك<br />
ماهانه مليون ها ريال مقرری برای آخوند ها ميفرستاد .<br />
شاه تنها از آمونيستها وحشت داشت و بدون دليل از مصدقيها و بقايای جبهه ملی نفرت ! تا توانست مصدقی ها ر ا<br />
آزرد و مذهبی ها را پروبال داد . غافل آه روزی اتحاد مذهبی ها و آمونيستها او را از پای در خواهد آورد و تلاش<br />
مصدقي ها در آمك به اونيز ثمری نخواهد داشت چرا آه خود شاه مصدقی ها را به نيروئی درجه دو و سه تبديل آرده<br />
بود . نسل جوان سنجابی و بختيار و صديقی را نمی شناخت ولی با تبليغات چپ ها و آمونيست ها زود با خمينی آشن ا<br />
شد .<br />
شاه حتی بيست و پنج سال اجازه نداده بود آه روزنا مه ها آلمه ای از مصدق بنويسند و روزی آه روزنامه ها نام<br />
نخستين دولتمرد سی سال اخير ايران را ، يعنی مصدق را چاپ آردند، نام خمينی آنقدر بزرگ شده بود آه ديگر آسی<br />
نام مصدق را نديد . و بيگمان در اينكار شاه بيش از همه مقصر بود .<br />
خواندگان يادداشتهای من احتمالاً منتظر خواهند بود آه من چگونگی بالا گرفتن خمينی و سقوط پی درپی دولتها را در<br />
شش ماهه آخر سلطنت شاه شرح دهم. در حاليكه به اعتقاد من شرح ايام را آنگونه آه بوده است روزنامه ها نوشته اند<br />
و آار من نگاه به اين رويداد ها و يافتن دلايل انحراف جنبش مردم ايران و سقوط آن در دست آخوندها ست .<br />
بهر حال روزی آه شاه مصمم شد از بختيار آه شا گرد مكتب مصدق و يك رجل يكدنده ولی نا آشنا برای مردم بود<br />
بخواهد دولت را تشكيل بدهد . بختيار با وجود اخطار دوستانش، تنها به اين دليل آه می پنداشت مردم پاس سال های<br />
زندان رفتن و زجر آشيدن او را خواهند داد نخست وزيری را پذيرفت احتمالاً در هر يك از آشور های جهان سوم<br />
بختيار ميتوانست يك زمامدار ايده آل برای مردم باشد . انسانی آزاده ، روشنفكر آه دشمن فاشيسم و استبداد بود .<br />
حتی روزگار جوانی همراه دوستش مهدی بازرگان با نازيها در فرانسه و با فاشيستها در اسپانيا جنگيده بود . آنقدر به<br />
فرانسه مسلط بود آه سفير مصر در تهران آه خود پرورده فرهنگ فرانسه بود . به من ميگفت: از فرانسويها بهتر<br />
فرانسه حرف ميزند . رفتارش تا حدودی شبيه به &#8221; عزيز صدقی &#8221; نخست وزير تكنوآرات ما بود آه يك چند زمام<br />
امور را در آغاز دوره تحول ناصری به ساداتی در دست داشت . بختيار از ايلی می آمد آه هفتاد سال پيش از اين<br />
مشروطيت را از گزند يورش استبداد پادشاه قاجار حفظ آرده بود و حا لا او ميخواست مشروطيت را در برابر يورش<br />
استبداد آيت الله خمينی حفظ آنند . پدرش و عموهايش اغلب بدست رضا شاه پدر محمد رضا شاه اعدام شده بودند .<br />
چون رضا شاه آه بر خلاف اغلب سر سلسله های ايرانی ايلياتی نبود، هميشه وحشت داشت آه مبادا روزی مردی از<br />
ايلات ايران بپاخيزد و دعوی شاهی آند . دختر عمويش ثريا همسر محبوب شاه بود آه بسبب نازائی از شاه جدا شد .<br />
و پسر عمويش تيمور بختيار بر خلاف وی همه آاره شاه شدوبا بپا آردن سا زما ن ا منيت دروا قع سا زما نی را آه<br />
شاه بيش از هر چيز بخاطر آن محكوم بود ، مثل يك غده سرطا نی در پيكر ايران گسترش داد .<br />
شاپور بختيار ، آه دآترای اقتصا دی و حقوق سياسی از پا ريس داشت، در دولت دآتر مصدق يكچند رئيس اداره آار<br />
خوزستان بود ، ولی بسبب درگيری با انگليسی ها و آله شقی به تهران احضا ر شده بود و بعد به آفا لت وزارت آا ر<br />
آه ازمهمترين وزارتخا نه های مصدق بود انتخاب شده بود .<br />
ميگويند مصدق در ميا ن گروهی آه دور او بودند دو تن را بيش از همه دوست داشت و آنها را مثل فرزند خود<br />
ميدانست يكی شاپور بختيا ر و ديگری حسين فاطمی بود .يادم هست روزی آه بعد از سقوط دآتر مصدق در مخفيگا ه<br />
دآتر فاطمی با او ملاقات آردم ضمن حرفها ئی آه با هم زديم يكی هم مسئله آينده جبهه ملی و خط مصدق بود فاطمی<br />
گفت : وضع همينطور نمی ماند من بيرون ميآ يم و همراه با زيرك زاده ، صديقی و بختيار آه خيلی رفيق نظا می<br />
دارد آاری اسا سی صورت خواهيم داد. هرگز اين آرزو به نتيجه نرسيد آه فاطمی روانه ميدان تير باران شد و بختيار<br />
وصديقی و زيرك زاده نيز بهترين سا لهايشا نرا در زندان گذراندند. با آنكه ثريا و تيمور بختيار بدفعا ت تلاش آردند<br />
شاپور بختيا ررا وادار به توبه نامه نوشتن بشاه آنند او زير بار نرفت و بمحض آنكه از زندان آزاد شد بار ديگر<br />
مخالفت خود را با قانون شكنی شا ه ادامه داد . يكبا ر در زمان نخست وزيری علی امينی آه نشانه هائی از آزادی و<br />
گسترش آن بچشم ميخورد ، بختيار و بقيه جبهه ملی ميتينگی برگزار آردند آه شاه سخت از استقبال مردم از اين<br />
ميتينگ به وحشت افتاد و بعد از آن بود آه بار ديگر بختيار به زندان افتاد . آسی نميداند در ملاقات های شاه با بختيار<br />
هنگام روی آار آمدن او چه گذشته ولی يكی از نزديكان شاه در قاهره بمن گفت محمد رضا شاه از رفتاری آه ب ا<br />
مصدق و طرفدارانش داشته پشيمان بوده و در مذاآره خود با بختيار به او اين نكته را گوشزد آرده است. بهرحال<br />
با همه تلاشهای بختيار برای فرونشاندن بحران از آنجا آه ريشه های بحران در جا ی ديگرِ بود و مردم مسحور يقه<br />
چرآها ، از لباس تميز و صورت اصلاح آرده و جملات ادبی بختيار چيزی نميفهميدند ، آار به جائی نرسيد .<br />
روشنفكرها و طبقه متوسط هم آه بختيار را دوست داشتند يا شهامت اظهار عقيده نداشتند و يا گمان ميكردند آار از<br />
آار گذشته است و اقداما ت آنها تاخيری در تسلط خمينی نخواهد انداخت . حال آنكه همان روزها من در مقاله ای<br />
نوشتم اگر فرزانگان و روشنفكران ايرانی با بختيار همدلی آنند او احتما لاً با قدرت بيشتری جلوی خمينی ظاهر خواهد<br />
شد و خمينی چاره ای بجز سازش با او را نخواهد داشت ولی حتی ارتش آه يگانه اميد بختيار بود نيز به توصيه آمريك ا<br />
ئيها بختيار را تنها گذاشت و بعد &#8230;&#8230;<br />
آخرين جمله با عنوان شاهنشاهی ، زير اطلاعيه ای آه ارتشبد قره باغی رئيس ستاد وقت ارتش صادر آرد نشست.<br />
قره باغی ، بازرگان نخست وزير منتخب خمينی را خطاب آرد آه آسی را بفرستيد تا ارتش را به او تحويل دهيم . ام ا<br />
در واقع ارتشی بجا نمانده بود آه به آسی تحويل داده شود . تنها ارتش متلاشی نشده بود بلكه همه سيستم و همه ارآان<br />
دولت ايران از هم گسسته بود ، و زندگی ايران بحالت سكون در آمده بود . گوئی ناگهان ملتی بدل به سنگ شده بود<br />
افسونی از جادوگری آه اين بار روح الله موسوی خمينی نام داشت .</p>
<p>http://shapourbakhtiar.com/Nazarat.htm#</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mypersia.wordpress.com/1063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mypersia.wordpress.com/1063/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mypersia.wordpress.com/1063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mypersia.wordpress.com/1063/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/mypersia.wordpress.com/1063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/mypersia.wordpress.com/1063/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/mypersia.wordpress.com/1063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/mypersia.wordpress.com/1063/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mypersia.wordpress.com/1063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mypersia.wordpress.com/1063/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mypersia.wordpress.com/1063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mypersia.wordpress.com/1063/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mypersia.wordpress.com/1063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mypersia.wordpress.com/1063/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1063&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mypersia.wordpress.com/2011/10/31/%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%d8%aa%d9%8a%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%8a%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d9%8a%d9%86-%d9%87%d9%8a%d9%83%d9%84-%d9%86%d9%88%d9%8a%d8%b3%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d03a1612ce91bb706dd35084e9ad95de?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">mypersia</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>هادي خرسندي در مورد بزرگ مرد ایران شاپور بختیار</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com/2011/10/31/%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%8a-%d8%ae%d8%b1%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%88/</link>
		<comments>http://mypersia.wordpress.com/2011/10/31/%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%8a-%d8%ae%d8%b1%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 31 Oct 2011 11:45:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mypersia</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mypersia.wordpress.com/?p=1059</guid>
		<description><![CDATA[فارسي مان خراب است &#8230; شايد بختيار هم فارسي را لري جرف ميزد . منظورش را هم ظاهرا همه ميفهميدند ، اما نميدانم چه سري بود كه يك عده قلم به دست و كاغذ به كف ، عوضي ميفهميدند . او ميگفت : مردم ! از زير ديكتاتوري نعلين به زير ديكتاتوري نعلين ميرويد ها [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1059&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><strong><span style="text-decoration:underline;">فارسي مان خراب است</span></strong></p>
<p dir="RTL"><strong>&#8230; شايد بختيار هم فارسي را لري جرف ميزد . منظورش را هم ظاهرا همه ميفهميدند ، اما نميدانم چه سري بود كه يك عده قلم به دست و كاغذ به كف ، عوضي ميفهميدند .</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>او ميگفت : مردم ! از زير ديكتاتوري نعلين به زير ديكتاتوري نعلين ميرويد ها ! &#8230; </strong></p>
<p dir="RTL"><strong>اما يك عده از همه با سوادتر بودند خيال ميكردند او ميگويد ميخواهم وافورم را رها كنم !  بنا بر اين فرياد ميزند: <span style="text-decoration:underline;"> بختيار بختيار وافورت را نگه دار !</span></strong></p>
<p dir="RTL"><strong>بعد بختيار ميگفت من پيشواي شما را مبرم در قم ، ديوار دورش ميكشم برايش واتيكان درست ميكنم كه  عبادتش را بكند و نمازش را بخواند &#8230;</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>باز آنها فرياد ميزنند : بختيار ! بختيار! نوكر بي اختيار!</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>عاقبت روزي كه آن سردار بزرگ ملي و آن سياست مدار پير ، سرش به دست اصحاب امام بريد ه شد ، فضلاي دگر انديش و مداحان سابق امام ، تازه دوزاريشان افتاد . تازه صداي بختيار در گوششان پيچيد : ديكتاتوري نعلين &#8230; ديكتاتوري نعلين &#8230; ! آنوقت تنها زير لب گفتند : آخي پس آن خدا بيامرز ترياكي نبود ! ما فارسيمان خراب است .</strong></p>
<p dir="RTL">http://shapourbakhtiar.com/Nazarat.htm</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mypersia.wordpress.com/1059/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mypersia.wordpress.com/1059/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mypersia.wordpress.com/1059/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mypersia.wordpress.com/1059/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/mypersia.wordpress.com/1059/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/mypersia.wordpress.com/1059/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/mypersia.wordpress.com/1059/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/mypersia.wordpress.com/1059/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mypersia.wordpress.com/1059/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mypersia.wordpress.com/1059/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mypersia.wordpress.com/1059/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mypersia.wordpress.com/1059/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mypersia.wordpress.com/1059/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mypersia.wordpress.com/1059/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1059&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mypersia.wordpress.com/2011/10/31/%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%8a-%d8%ae%d8%b1%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d03a1612ce91bb706dd35084e9ad95de?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">mypersia</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>وقتی می گویند: «باید برود&#8230;»  الاهه بقراط</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com/2011/08/28/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af-%c2%ab%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%af-%c2%bb-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%87%d9%87-%d8%a8%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b7/</link>
		<comments>http://mypersia.wordpress.com/2011/08/28/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af-%c2%ab%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%af-%c2%bb-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%87%d9%87-%d8%a8%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b7/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Aug 2011 09:39:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mypersia</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mypersia.wordpress.com/?p=1054</guid>
		<description><![CDATA[http://www.alefbe.com/Articles/2011/Kayhanlondon_25aug11.htm ◊ جهان غرب بر این پندار است که با رژیم‌های اسلامی که «دوست» غرب خوانده می‌شوند و امتیازشان نسبت به آنهایی که «باید بروند» این است که دیکتاتوری داخلی شان از سوی مردم‌ «انتخاب» شده‌ و از همین رو «دموکراتور» هستند، می‌توان ثبات منطقه و منابع انرژی را حفظ و اسلامیست‌های افراطی را مهار [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1054&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>http://www.alefbe.com/Articles/2011/Kayhanlondon_25aug11.htm</p>
<p dir="rtl" align="justify"><strong><span style="font-family:Arial;"> ◊</span></strong> جهان غرب بر این پندار است که با رژیم‌های اسلامی که «دوست» غرب خوانده می‌شوند و امتیازشان نسبت به آنهایی که «باید بروند» این است که دیکتاتوری داخلی شان از سوی مردم‌ «انتخاب» شده‌ و از همین رو «دموکراتور» هستند، می‌توان ثبات منطقه و منابع انرژی را حفظ و اسلامیست‌های افراطی را مهار کرد. تمام نبرد درونی جمهوری اسلامی نیز بر سر همین است که هر جناح‌اش می‌خواهد به غرب ثابت کند: ما همان رژیم اسلامی هستیم که شما می‌خواهید و به آن نیاز دارید! سازمان مجاهدین نیز به دنبال اثبات همین نکته برای روز مبادا است.</p>
<p dir="RTL" align="center">*****</p>
<p dir="RTL">
<p dir="RTL">«جمهوری اسلامی ایران» به طور رسمی و در جغرافیای سیاسی جهان، از نظر فرم و مضمون، یک حکومت دینی و اسلامی است که رگه‌های سوسیالیسم استالینی، از جمله در شیوه حکومت و اقتصاد دولتی  نیز در آن برجسته است و از همین رو مورد علاقه آن طیفی از چپ است که از همان دوران باقی مانده‌ است. «جمهوری عربی سوریه» به طور رسمی زیرعنوان حکومت خلقی و سوسیالیستی شناخته می‌شود که منابع حقوقی آن مبتنی بر شریعت است. آنچه این دو رژیم را به هم پیوند می‌دهد، همان است که در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی و نیز پس از تأسیس جمهوری اسلامی در ایران، اسلامیست‌ها و برخی چپ‌ها را با رژیم خلقی و سوسیالیستی- اسلامی قذافی پیوند می‌داد: غرب‌ستیزی، سوسیالیسم استالینی و اسلام!</p>
<p dir="RTL">همبستگی جمهوری اسلامی و لیبی زمانی خدشه‌دار شد که قذافی در برابر غرب راه دیگری در پیش گرفت: نخست از برنامه‌های اتمی خود کوتاه آمد و سپس مسئولیت ترورهایی را که در سراسر جهان انجام داده بود بر عهده گرفت و حتا به بازماندگان قربانیان آن ترورها غرامت پرداخت. با این سیاست، لیبی با آغوش باز کشورهای غربی روبرو شد و خیمه و خرگاه خود را در اروپا برپا ساخت. دیکتاتور بودن وی البته پنهان نبود، ولی کسی را نیز نمی‌آزرد.</p>
<p dir="RTL">
<p dir="RTL">تجربه تلخ ما</p>
<p dir="RTL">بیایید آنچه را در پس پرده سیاست بین‌المللی گاه به مافیایی‌ترین شکل ممکن پیش می‌رود و مهم‌ترین توجیه «مشروع» آن چیزی جز «حفظ منافع ملی» و البته گسترش آن نیست، در بررسی خود در نظر نگیریم.  تأکید من  بر «پشت پرده» تنها به این دلیل است که بگویم  وجود دارد، و نقش گاه تعیین کننده بازی می‌کند و نمی‌توان وجود آن را به عنوان یک «فاکتور مخفی و فعال» نادیده گرفت. این فاکتور اما زمانی به شدت فعال می‌شود که شرایط داخلی یک کشور و تحولات اجتماعی این فرصت را به آن بدهد تا به ایفای نقش چه بسا نهایی بپردازد.  رویدادهای لیبی و سوریه نیز درست مانند ایران سی و اندی سال پیش و مصر و تونس چند ماه پیش نشان می‌دهد، بدون زمینه اعتراضی و مبارزاتی در یک کشور، دست سیاست جهانی برای فعال کردن «فاکتورهای مخفی» بسته است.</p>
<p dir="RTL">در مناسبات بین‌المللی مدرن، از هنگامی که روابط کشورهای جهان به گونه‌ای در آمد که بسیاری از رویدادهایی که در قرون پیش «داخلی» به شمار می‌رفت، پا را از مرزهای ملی فراتر نهاد و تغییرات مختلف در یک گوشه جهان، سبب نوسان‌های سیاسی و اقتصادی در دیگر نقاط دنیا گشت، مرحله «باید برود&#8230;» نیز در مورد برخی رژیم‌ها به اصطلاحی آشنا و تکراری تبدیل شد.</p>
<p dir="RTL">اگر مردم کشورهای عربی این را هنوز تجربه نکرده باشند، لیکن تجربه ما  ایرانیان در این زمینه بسی تلخ است. به نظر می‌رسد اینک پس از سه دهه جمهوری اسلامی کم باشند ایرانیانی که به این نتیجه نرسیده باشند که «باید برود&#8230;» تنها یک طرف قضیه، آن هم ساده‌ترین بخش آن است که در حقیقت به سرعت به گذشته می‌پیوندد. آنچه اهمیت دارد چیزی است که «باید بیاید&#8230;» و تمام آینده و زندگی نسل‌های بعدی در گرو آن است و سنگینی بار مسئولیت نسل‌ موجود نیز در ساختن و ارائه آن نهفته است و نه در رفتن آنچه که به هر حال دیر یا زود زمانش فرا خواهد رسید.</p>
<p dir="RTL">
<p dir="RTL">تجربه شیرین آنها</p>
<p dir="RTL">نکته سزاوار تأمل اما این است که گویی سیاست جهانی و کشورهای قدرتمند جهان به این تجربه توجهی نشان نمی‌دهند. شاید هم آن اهمیتی را که این تجربه برای ملت‌هایی دارد که سرنوشت‌شان به آن بسته است، برای کشورهای دیگر ندارد چرا که آنها به دنبال ثباتی در جهان هستند که منافع آنها را تأمین کند. روزی این ثبات، اگرچه ناپایدار ولی به هر حال طولانی، با انواع و اقسام دیکتاتوری تأمین می‌شد.  لیکن امروز با شتاب روند جهانی شدن، و بالارفتن توقع نسل‌های جدید در کشورهای آفریقایی و آسیایی، بدون شکستن سدهای سیاسی  نمی‌شود این ثبات را حفظ کرد.</p>
<p dir="RTL">اگر «انقلاب ثور» افغانستان را در سال 1978 که آن را به دامان اتحاد شوروی انداخت و یک سال بعد «انقلاب اسلامی» در ایران را که قرار بود پاسخی «دندان‌شکن» به انقلاب چپی افغانستان باشد زاییده شرایط جنگ سرد بدانیم که هر دو کشور را به تباهی کشاند، اینک رویدادهای کشورهای عربی را نمی‌توان همچنان در گرو جنگ اقتصادی کشورهای قدرتمندی ندانست که علاوه بر آمریکا و روسیه، در آن چین و اتحادیه اروپا نیز به سهم‌خواهی برخاسته‌اند و کشورهایی مانند هند و برزیل نیز گاهی چنگ و دندان نشان می‌دهند.</p>
<p dir="RTL">نکته مهم در آنچه ما به مثابه تجربه تلخ خودمان مورد نظر قرار می‌دهیم این است که چه همسایگان منطقه‌ای ما و چه آمریکا و اروپا و حتا آن دورها، در آمریکای لاتین و خاور دور، سود خود را از تجربه ناکام ما برده و می‌برند. در طول جنگ هشت ساله همه طرفین از جمله اسراییل به هر دو طرف جنگ، تسلیحات فروختند! برنامه اتمی جمهوری اسلامی به یکی از منابع درآمد شرکت‌های خصوصی اروپا و آمریکا که در این زمینه فعالیت داشتند، هم چنین به یکی از منابع سیاسی و اقتصادی روسیه (سیاسی به مثابه فاکتور در معامله قدرت با غرب و اقتصادی به دلیل قراردادهای میلیاردی که نیروگاه بوشهر تنها یک قلم آن است) و هم چنین محل فروش میلیاردی اسلحه از سوی آمریکا و اروپا به کشورهای منطقه برای مقابله با «خطر ایران» تبدیل شد. چین بازارهای ایران را قرق کرد و نه تنها تولید داخلی را که به دلیل انحصار اقتصاد دولتی و مافیایی به هر حال به سوی ورشکستی می‌رفت، به نابودی کشاند بلکه با کپی‌برداری و سرقت، حتا به رقیبی برای تولیدات سنتی ایران تبدیل شد. رژیم‌های چپ‌گرای آمریکای لاتین و اسلامیست‌های منطقه نیز از برکت «تجربه تلخ ما» زدند و بردند. تجربه همه اینان از «شاه باید برود&#8230;» تلخ که نیست، هیچ، شیرین نیز هست.</p>
<p dir="RTL">
<p dir="RTL">و آنچه قرار است بیاید&#8230;</p>
<p dir="RTL">ولی چرا امروز هیچ کس از آنهایی که می‌گویند مبارک و بن علی و قذافی و اسد و&#8230; باید بروند، نمی‌پرسد قرار است چه کسی به جای آنها بیاید؟! یا زمینه را برای آمدن چه کسانی فراهم ساخته‌اند؟! ما در مورد ایران به این پنداریم که به دلیل تجربه جمهوری اسلامی و بهای سنگینی که تقریبا سه نسل آن را پرداخته‌اند، نباید نگران باشیم که بار دیگر اسلامیست‌ها بر کشورمان حاکم خواهند شد. ولی نوعی از رژیم اسلامی وجود دارد که من فکر می‌کنم همان را کشورهای  غربی پس از تجربه افغانستان و عراق برای بقیه کشورهای مسلمان‌نشین، از جمله ایران، در نظر گرفته‌اند.</p>
<p dir="RTL">جالب اینجاست همان‌هایی که مدعی بودند با «طرح خاورمیانه» آمریکا مقابله خواهند کرد، خود به دست خویشتن در حال تحقق آن هستند! خاورمیانه‌ای که رژیم‌های اسلامی بر کشورهای آن حکومت می‌کنند و امتیازشان نسبت به افرادی که «باید بروند» این است که ظاهرا از سوی مردم‌شان «انتخاب» شده‌اند، پس خواست دمکراسی متحقق شده، و همزمان مشکلی با غرب و اسراییل ندارند، پس موضوع ثبات هم حل شده است! رژیم‌های شترگاوپلنگ اسلامی که در دست «دموکراتور»های دوست غرب اداره می‌شوند!</p>
<p dir="RTL">تجزیه هند و تأسیس نخستین «جمهوری اسلامی» در منطقه که بر خلاف واقعیت‌هایش و آنچه بر آن حاکم است «پاکستان» نام گرفت، آشکارا ساخته و پرداخته غرب بود که بر جنبش استقلال هند به رهبری گاندی تحمیل گشت. آن «جمهوری اسلامی» زاییده شرایطی بود که جنگ جهانی دوم را رقم زد و ترکش آن در خاورمیانه همانا جابجایی‌های سیاسی و حتا تلاش برای تجزیه بود.</p>
<p dir="RTL">«جمهوری اسلامی ایران» اما زاییده شرایط جنگ سرد بود. سالها پس از آن، «جمهوری اسلامی افغانستان» و «جمهوری اسلامی عراق» که با «تدبیر» جنگ زاییده شدند، نطفه‌شان در شرایطی بسته شد که نبود قطب اتحاد شوروی و بلوک شرق، آن را ظاهرا ناگزیر می‌ساخت چرا که رژیم‌ ثابت صدام و رژیم‌های متغیر افغانستان، حتا نوع طالبانی اش، همگی از «اقمار» شوروی و پس از آن، روسیه به شمار می‌آمدند.</p>
<p dir="RTL">اینک نیز چندین «جمهوری اسلامی» در مصر و تونس و یمن و بحرین و لیبی، آن هم با لقاح مصنوعی، در حال و انتظار به دنیا آمدن هستند. متأسفم بگویم آن «اصلاح» که جمهوری اسلامی برای کشورهای منطقه از آن دم می‌زند و منظورش به بازی گرفتن «اسلام» از هر فرقه‌اش در حکومت و قدرت سیاسی است، با آنچه غرب در نظر دارد، تفاوت چندانی ندارد. من پیش از این هم تلاش کردم در مقاله‌های متعدد توضیح دهم که جهان غرب بر این پندار است که تنها از یک راه می‌تواند افراطیون اسلامی را در کشورهای مسلمان‌نشین مهار کند: با رژیم‌های اسلامی «دست‌نشانده» که در عرف سیاسی «دوست» خوانده می‌شوند.  نمی‌دانم، شاید این سیاست، پاسخ مطلوب بدهد و تجربه ظاهرا تلخ طالبان و القاعده و حماس و جمهوری اسلامی را که غرب در شکل گرفتن‌شان نقش تعیین کننده داشت، جبران کند. ولی این را می‌دانم که با این رژیم‌ها همزمان بر دمکراسی و مدافعان آن نیز در کشورهای مسلمان نشین که بزرگترین منابع انرژی و بازار تولید و مصرف را در خود جای داده‌اند، مهار زده خواهد شد.</p>
<p dir="RTL">به نظر می‌رسد برای غرب تبدیل جنگ گرم با اسلام‌گرایان به یک جنگ سرد که طرف مقابل روزی روزگاری مانند اتحاد شوروی از درون فرو بپاشد، یک پیروزی به شمار می‌رود. غرب این نقش را پیش از این هم بازی کرده است: هم در انقلاب اکتبر که چندی پیش اسنادش در یاری اروپا و به ویژه آلمان به انقلابیون روسیه منتشر شد و هم در جریان جنگ جهانی دوم. غرب از این نقش سود فراوان نیز برده است: رشد اقتصادی مداوم و بدون بحران‌های کنونی، مهار عملی «اندیشه سرخ» در محدوده «احزاب برادر» و به فلاکت نشستن اقتصاد کشورهای بلوک شرق!</p>
<p dir="RTL">امروز، تمام نبرد درون جمهوری اسلامی نیز با وجود شاخ و شانه‌هایی که برای آمریکا می‌کشند، از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان و «جریان فتنه» و «جریان انحرافی» بر سر همین است که یکی با تکیه بر جنبش سبز و آن یکی با سرکوب جنبش سبز و هر دو با لابی‌های خود در آمریکا و اتحادیه اروپا، می‌خواهند به غرب ثابت کنند: ما همان رژیم اسلامی هستیم که شما می‌خواهید و به آن نیاز دارید! مجاهدین خلق نیز می‌خواهند همین را اثبات کنند!</p>
<p dir="RTL">هیچ‌گاه شرایط فعالیت مدافعان دمکراسی در کشورهای خاورمیانه و عربی تا این اندازه دشوار نبوده است. شرایطی که اتفاقا مردم‌شان از ایران و سوریه تا آفریقا، پس از دهه‌های طولانی، سرانجام به میدان آمده‌اند و شوربختانه جنبش‌شان از چندین سو در محدوده‌ یک رژیم اسلامی قاب گرفته می‌شود حتا از سوی نیروهای ظاهرا مدافع دمکراسی در خود کشورشان! قابی که ترکیه نیز دیر یا زود در آن جای خواهد گرفت تا هم پایش از اتحادیه اروپا قطع شود و هم چه بسا نقش «برادر بزرگ» را برای «بلوک اسلامی» بر عهده گیرد. بلوکی که آن نیز دیر یا زود مانند برادر دوقلوی «سرخ» خود از درون فرو خواهد پاشید زیرا نه بر واقعیات بلکه تنها بر نماد و اعتقاد تکیه دارد.</p>
<p>17 اوت 2011</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mypersia.wordpress.com/1054/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mypersia.wordpress.com/1054/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mypersia.wordpress.com/1054/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mypersia.wordpress.com/1054/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/mypersia.wordpress.com/1054/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/mypersia.wordpress.com/1054/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/mypersia.wordpress.com/1054/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/mypersia.wordpress.com/1054/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mypersia.wordpress.com/1054/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mypersia.wordpress.com/1054/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mypersia.wordpress.com/1054/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mypersia.wordpress.com/1054/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mypersia.wordpress.com/1054/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mypersia.wordpress.com/1054/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1054&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mypersia.wordpress.com/2011/08/28/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af-%c2%ab%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d8%af-%c2%bb-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%87%d9%87-%d8%a8%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d03a1612ce91bb706dd35084e9ad95de?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">mypersia</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>«آن لمتون» و نقش او در تغيير و تحولات ايران در قرن 20</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com/2011/08/04/%c2%ab%d8%a2%d9%86-%d9%84%d9%85%d8%aa%d9%88%d9%86%c2%bb-%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%b4-%d8%a7%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%ba%d9%8a%d9%8a%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%8a/</link>
		<comments>http://mypersia.wordpress.com/2011/08/04/%c2%ab%d8%a2%d9%86-%d9%84%d9%85%d8%aa%d9%88%d9%86%c2%bb-%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%b4-%d8%a7%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%ba%d9%8a%d9%8a%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%8a/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2011 17:44:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mypersia</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mypersia.wordpress.com/?p=1051</guid>
		<description><![CDATA[Ms. Lambton http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp آن لمتون Ann Katharine Swynford Lambton بانوي پارسي دان انگليسي و يك ايرانشناس بنام و كارشناس تاريخ ايران در دوره هاي سلجوقيان، مغولها، صفويان و قاجارها كه در براندازي 28 امرداد1332 نقش داشت 19 ژوئيه 2008 در 96 سالگي در انگلستان (منطقه كرك نيوتن) درگذشت و 24 ژوئيه مراسم ختم او در [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1051&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<table width="203" border="0" align="left">
<tbody>
<tr>
<td align="center"><img src="http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/lambton.jpg" alt="" width="183" height="283" /></td>
</tr>
<tr>
<td align="center"><span style="color:#800000;">Ms. Lambton</span></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp</p>
<p>آن لمتون Ann Katharine Swynford Lambton بانوي پارسي دان انگليسي و يك ايرانشناس بنام و كارشناس تاريخ ايران در دوره هاي سلجوقيان، مغولها، صفويان و قاجارها كه در براندازي 28 امرداد1332 نقش داشت 19 ژوئيه 2008 در 96 سالگي در انگلستان (منطقه كرك نيوتن) درگذشت و 24 ژوئيه مراسم ختم او در كليساي مربوط برگزارشد. دائرة المعارف ها از او به عنوان «وست ليدينگ ايران سپشليست = ايرانشناس رديف يكم غربWest Leading Iran Specialist» نام برده اند. تاليف او «دستور زبان و واژه نامه پارسي» معروف است.<br />
ما در اين فاصله «دو هفته اي» منتظر اظهار نظر رسانه ها درباره بانو لمتون Ms. Lambton شده بوديم تا ببينيم كه آيا در آنها هنوز اثري از ژورناليسم اصيل باقي مانده است و سپس مطلب خود را برنگاريم. مروري بر رسانه هاي چاپي اروپا در اين دو هفته و بويژه در هفته دوم و پس از مراسم ختم نشان داد كه هنوز وفاداري هايي به ژورناليسم اصيل (گفتن حقايق به زبان ساده و نگارش ژورناليستيك و شكافتن آنها براي مخاطبان و «تاريخ») وجود دارد زيرا كه نيمي از اين نشريات نوشته بودند كه بانو لمتون Ms. Lambton از 1939 تا 1946 (دوران جنگ جهاني دوم) آتاشه مطبوعاتي سفارت انگلستان در تهران بود و درجريان فعاليت آلمانيها و بازي هاي مربوط به اشغال نظامي ايران ـ بدون جنگ! ـ ، بركناري رضاشاه و به شاهي برقراركردن پسرش محمدرضاشاه و &#8230; قرارداشت (و احيانا نظر مي داد و دخيل بود). اين رسانه ها همچنين به خدمات بانو لمتون به امپراتوري استعماري انگلستان و كمك به طرح نقشه براندازي 28 امرداد و بركناركردن دولت ضداستعمار منتخب ايرانيان اشاره كرده و نوشته بودند كه بانو لمتون در طول دوره ملي شدن نفت ايران به نام پژوهشگر زبان پارسي و تاريخ ايران در اين كشور بسر مي برد و پس از روي كارآمدن دولت جمهوريخواهان (محافظه كاران) در آمريكا به «دكتر زاهنر Robert Charles Zaehner» استاد و پژوهشگر (در آكسفورد) و همكار اينتليجنس سرويس انگلستان(Intelligence officer) اصرار كرده بود كه به ايران برود و در طرح و اجراي برنامه براندازي دولت مصدق كمك كند كه چنين شده بود. طبق نوشته اين رسانه ها، بانو لمتون به دكتر «زاهنرZaehner» خبرداده بود كه زمان براي براندازي مصدق ـ مردي كه درخلاف جهت سياست غرب گام برمي دارد ـ فرارسيده و اگر اقدام نشود، فردا دير خواهد بود.<br />
بانو لمتون كه سالها در انستيتوي افريقا و شرقشناسي لندن به ديپلماتهاي انگليسي درس چگونگي رفتار با ايرانيان و ساير ملل مورد تخصص خودرا آموزش مي داد در سال 1951 ضعف ديپلماسي آمريكا را در اين ديده بود كه ديپلمات هاي آن كشور در تهران و يا دوائر آمريكايي مربوط به ايران در واشنگتن از روانشناسي ايرانيان آگاه نيستند، تاريخ ايران را دقيقا نخوانده اند و پارسي نمي دانند و توصيه كرده بود كه به اين ضعف پايان داده شود. هدف او در اين توصيه، تنها كشور ايران نبود؛ بلكه همه ايرانيان و ايراني تبارها و سرزمين سابق وابسته به ايران بود كه مردمانشان روانشناسي و فرهنگ واحدي دارند بويژه تاجيكها، بلوچها، پشتونها (پاتانها) و شماري از قفقازي ها، بحريني ها و عراقيها و &#8230;. بانو لمتون از پژوهش هاي خود درباره ايرانيان (همه ايراني تبارها) به اين نتيجه رسيده بود كه اين مردم روانشناسي خاص خودرا دارند و بدون آشنايي با اين روانشناسي و خصلت نمي توان به نتيجه مطلوب رسيد. تغيير اين روانشناسي اگر محال نباشد بسيار دشوار است و اين را از طرز تفكر و رفتار ايرانيان با مفاهيم اشعار و متون قديم آنان مي توان استنباط كرد. ايراني قرن بيستم به همانگونه فكر و عمل مي كند كه رودكي، فردوسي و حافظ صدها سال پيش در اشعارشان توصيف كرده اند. واژه و ساختار جملاتشان نيز همانست كه در كتب قرون وسطا آمده است و اين، بايد درسي براي ديپلماتهاي غرب باشد كه مي خواهند با ايرانيان ارتباط داشته باشند. بانو لمتون در دهها كتاب و رساله نوشته است: «بايد زبان و منتاليته ايراني را دانست تا در آنان نفوذ كرد و به هدف رسيد». افغانها حكام غزنوي (ازجمله سلطان محمود) را پارسي دان و شعر پارسي شناس كردند و در شهر غزني، يك نفر هم يك كلمه از زبان بومي غزنويان را نمي داند و به همينگونه در كرمان زبان سلجوقيان را كه دهها سال حاكم بر آنان بودند. ايرانيان مغولها را دراندك مدتي پارسي زبان و شيعه مذهب كردند و &#8230;.<br />
بانو «لمتون» در يكي از تاليفاتش از نادرشاه به عنوان آخرين فاتح آسيايي (The Last Great Asiatic Conqueror) نام برده است؛ حال آنكه مي دانيم كه آسيا از قرن بيستم داراي مرد بزرگ ديگري شده است كه شمارشان روزافزون است.<br />
بانو لمتون كه هشتم فوريه 1912 در يك فاميل مربوط به اميرزادگان انگليسي به دنيا آمده بود و از 1953 تا 1979 در دانشگاه لندن پارسي و ادبيات پارسي تدريس مي كرد در عين حال مطالعات وسيع در تاريخ. آموزشها و قوانين اسلامي (شريعت) داشت.</p>
<p>××× جستجوي مولف اين سايت براي يافتن عكسي از دكتر زاهنر (Zaehner انگليسي سويسي تبار) به جايي نرسيد. ديده شده است؛ معمولا افرادي كه با دستگاههاي اطلاعاتي همكاري دارند اكراه دارند كه عكسي از آنها در ابزارهاي رفرنس و سايتهاي عمومي موجود در اينترنت قرارداشته باشد. از بانو «لمتون» نيز همين يك عكس كه در بالا درج شده است به دست آمد.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mypersia.wordpress.com/1051/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mypersia.wordpress.com/1051/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mypersia.wordpress.com/1051/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mypersia.wordpress.com/1051/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/mypersia.wordpress.com/1051/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/mypersia.wordpress.com/1051/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/mypersia.wordpress.com/1051/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/mypersia.wordpress.com/1051/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mypersia.wordpress.com/1051/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mypersia.wordpress.com/1051/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mypersia.wordpress.com/1051/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mypersia.wordpress.com/1051/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mypersia.wordpress.com/1051/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mypersia.wordpress.com/1051/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1051&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mypersia.wordpress.com/2011/08/04/%c2%ab%d8%a2%d9%86-%d9%84%d9%85%d8%aa%d9%88%d9%86%c2%bb-%d9%88-%d9%86%d9%82%d8%b4-%d8%a7%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%ba%d9%8a%d9%8a%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%8a/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d03a1612ce91bb706dd35084e9ad95de?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">mypersia</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.iranianshistoryonthisday.com/photos/lambton.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>ده ۶۰&#8212;- چطوری آخوندا ایران را ملا خور کردند</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com/2011/07/20/%d8%af%d9%87-%db%b6%db%b0-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%b1-%da%a9%d8%b1/</link>
		<comments>http://mypersia.wordpress.com/2011/07/20/%d8%af%d9%87-%db%b6%db%b0-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%b1-%da%a9%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 20 Jul 2011 12:36:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mypersia</dc:creator>
		
		<guid isPermaLink="false">http://mypersia.wordpress.com/?p=1047</guid>
		<description><![CDATA[ده ۶۰&#8212;- چطوری آخوندا ایران را ملا خور کردند<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1047&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://mypersia.files.wordpress.com/2011/07/dahe60-rls1.pdf">ده ۶۰&#8212;- چطوری آخوندا ایران را ملا خور کردند</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mypersia.wordpress.com/1047/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mypersia.wordpress.com/1047/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mypersia.wordpress.com/1047/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mypersia.wordpress.com/1047/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/mypersia.wordpress.com/1047/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/mypersia.wordpress.com/1047/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/mypersia.wordpress.com/1047/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/mypersia.wordpress.com/1047/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mypersia.wordpress.com/1047/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mypersia.wordpress.com/1047/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mypersia.wordpress.com/1047/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mypersia.wordpress.com/1047/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mypersia.wordpress.com/1047/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mypersia.wordpress.com/1047/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1047&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mypersia.wordpress.com/2011/07/20/%d8%af%d9%87-%db%b6%db%b0-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d9%88%d9%84%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%b1-%da%a9%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d03a1612ce91bb706dd35084e9ad95de?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">mypersia</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>سپاه 40 هزار نفري ناپديد شده ايران در غرب صحراي مصر!&#8230;نوشيروان کيهاني زاده&#8230;</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com/2011/07/10/%d8%b3%d9%be%d8%a7%d9%87-40-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%8a-%d9%86%d8%a7%d9%be%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ba%d8%b1%d8%a8/</link>
		<comments>http://mypersia.wordpress.com/2011/07/10/%d8%b3%d9%be%d8%a7%d9%87-40-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%8a-%d9%86%d8%a7%d9%be%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ba%d8%b1%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 10 Jul 2011 16:02:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mypersia</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mypersia.wordpress.com/?p=1043</guid>
		<description><![CDATA[http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp نوشيروان کيهاني زاده در تابستان سال 525 پيش از ميلاد، و طبق محاسبات تقويم نويسان بر پايه نوشته هاي هرودت و ساير مورخان باستان نگار؛ ژوئيه اين سال (چنين ماهي در دو هزار 534 سال پيش)، يك سپاه چهل هزار نفري ايران كه از سوي كامبيز دوم (کامبوزيا = كمبوجيا = کمبوجیه، پسر و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1043&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp</p>
<p>نوشيروان کيهاني زاده</p>
<p>در تابستان سال 525 پيش از ميلاد، و طبق محاسبات تقويم نويسان بر پايه نوشته هاي هرودت و ساير مورخان باستان نگار؛ ژوئيه اين سال (چنين ماهي در دو هزار 534 سال پيش)، يك سپاه چهل هزار نفري ايران كه از سوي كامبيز دوم (کامبوزيا = كمبوجيا = کمبوجیه، پسر و جانشين كوروش بزرگ) مامور شناخت و تصرف مناطق جنوبي ليبي و ضميمه ساختن آنها به متصرفات ایران در مصر شده بود در غرب صحراي مصر و در منطقه واحه سيوا گرفتار توفان شن شد و در زير شن مدفون گرديد كه فصلي از تاريخ قرون قديم تحت عنوان «سپاه گمشده پارسيان» را تشكيل مي دهد. در سالهاي اخير باستان شناسان موفق به يافتن آثاري از اين سپاه شده اند و تلاش در اين زمينه ادامه دارد. باستانشناسان با يافتن محل مدفون شدن سپاه گمشده ايران و به دست آوردن سپر، نيزه، شمشير، جنجر، كمان، زره، كلاه خود، نيم تنه چرمي و كورسلت (زيرپوش نظامي ـ كورست مردانه) و &#8230;، بر اين باورند كه خواهند توانست بر تجهيزات و پيشرفت صنايع نظامي ايران باستان عميقا دست يابند. به علاوه، از طريق آزمايش «دي. ان.ا.» و تشخيص نژاد بدانند كه آيا ارتش ايران آن زمان از سرباز خارجي (مرسنر) استفاده مي كرده و يا اين كه همه نظاميان از اقوام ايراني بودند. به نوشته باستان نگاران (برپایه طرز قرار گرفتن اشیاء و استخوانهای مکشوفه در محل)، اين سپاه ايراني در بامداد و هنگامي که افراد آن سرگرم صرف صبحانه بودند با توفان عظيم شن رو به رو شده بود. فرمانده سپاه پس از آغاز توفان شن پيکي را روانه «تبس» کرده بود تا کامبيز را از ماوقع آگاه سازد تا بداند که اگر در انجام ماموریت تاخير افتد؛ علت چه بوده است.<br />
كامبيز پس از تصرف مصر و به اسارت درآوردن و سپس بخشودن فرعون وقت (پسامتيك سوم)، در شهر تبس بود كه تصميم به فرستادن يك سپاه تماما سوار از طريق جنوب مصر به ليبي گرفت. به نوشته هرودت و ساير مورخان، اين سپاه ظرف هفت روز خود را به خرگاه (واحه «الخارجه» كه اينك به صورت شهري 60 هزار نفري در آمده است) رسانيد و از آنجا در مسير يك راه كارواني بسيار قديمي به سوي «سيوا» كه آخرين نقطه صحراي غربي مصر بود به راه افتاد و 325 كيلومتر راه را در 30 روز طي كرد زيرا حركت در صحراي داغ و توفاني كاري دشوار بود. اشتباه كامبيز (كامبوزيا) اين بود كه اين سپاه را در اواخر بهار روانه كرده بود و سپاه (طبق محاسبات تقويمي) اواخر دهه اول ژوئيه (چنين روزهايي) به سيوا رسيده بود. جمهوری اسلامی ایران اینک تلاش می کند تا اشیاء به دست آمده و بقایای استخوانهای نظامیان را به وطن بازگرداند.<br />
گم شدن اين سپاه و نيز دسيسه هاي پسامتيك كه مورد عفو كامبيز دوم قرار گرفته بود وي را افسرده ساخت كه به نوشته يكي ـ دو مورخ، از فرط خشم «گاو مقدس مصريان (آپيس)» را خنجر زد. اسناد به دست آمده خلاف اين نوشته را ثابت مي كند كه كامبيز گاو آپيس را كشته باشد.<br />
داريوش بزرگ (جانشين كامبيز) در جريان سفر خود به مصر جهت افتتاح آبراه درياي سرخ به رود نيل، به خرگاه (الخارجه) رفت تا شخصا براي يافتن اجساد افراد سپاه گمشده كوشش كند و اين اجساد را به وطن بازگرداند تا در غربت باقي نمانند كه موفق نشد زيرا که توفانهاي شن بتدريج در آن ناحيه ايجاد تپه هاي متعدد كرده بودند و اين تپه سازي طبيعت در طول زمان ادامه يافته است. باوجود اين، داريوش بزرگ به يادبود اين سپاهيان، معبدي را در الخارجه ساخت. اين معبد و علائم دولتي و مذهبي ايران که تا به امروز دست نخورده و كامل برجاي مانده اند و هر سال دهها هزار گردشگر از آنها ديدن مي كنند؛ ديدار داريوش از اين منطقه، حد مرز غربي ايران در آفريقا و ضميمه شدن مصر به ايران را ثابت مي کند.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mypersia.wordpress.com/1043/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mypersia.wordpress.com/1043/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mypersia.wordpress.com/1043/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mypersia.wordpress.com/1043/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/mypersia.wordpress.com/1043/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/mypersia.wordpress.com/1043/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/mypersia.wordpress.com/1043/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/mypersia.wordpress.com/1043/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mypersia.wordpress.com/1043/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mypersia.wordpress.com/1043/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mypersia.wordpress.com/1043/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mypersia.wordpress.com/1043/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mypersia.wordpress.com/1043/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mypersia.wordpress.com/1043/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1043&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mypersia.wordpress.com/2011/07/10/%d8%b3%d9%be%d8%a7%d9%87-40-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%8a-%d9%86%d8%a7%d9%be%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ba%d8%b1%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d03a1612ce91bb706dd35084e9ad95de?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">mypersia</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>يعقوب ليث و دستور مهم ميهني او پس از تصرف كرمان؛ رسميت يافتن دوباره پارسي</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com/2011/06/16/%d9%8a%d8%b9%d9%82%d9%88%d8%a8-%d9%84%d9%8a%d8%ab-%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%87%d9%85-%d9%85%d9%8a%d9%87%d9%86%d9%8a-%d8%a7%d9%88-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%b5%d8%b1/</link>
		<comments>http://mypersia.wordpress.com/2011/06/16/%d9%8a%d8%b9%d9%82%d9%88%d8%a8-%d9%84%d9%8a%d8%ab-%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%87%d9%85-%d9%85%d9%8a%d9%87%d9%86%d9%8a-%d8%a7%d9%88-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%b5%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 16 Jun 2011 16:15:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mypersia</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mypersia.wordpress.com/?p=1040</guid>
		<description><![CDATA[نوشيروان کيهاني زاده http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp يعقوب ليث صفار، قهرمان ملي ايرانيان كه تصميم به پايان دادن به حكومت عرب بر ميهن گرفته بود 16 ژوئن سال 868 ميلادي شهر كرمان را آزاد كرد. در كرمان بود كه يعقوب دستور اكيد داد به زباني كه او نمي فهمد (عربي)، مكاتبه نكنند. از زمان افتادن ايران به دست [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1040&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نوشيروان کيهاني زاده</p>
<p>http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp</p>
<p>يعقوب ليث صفار، قهرمان ملي ايرانيان كه تصميم به پايان دادن به حكومت عرب بر ميهن گرفته بود 16 ژوئن سال 868 ميلادي شهر كرمان را آزاد كرد.<br />
در كرمان بود كه يعقوب دستور اكيد داد به زباني كه او نمي فهمد (عربي)، مكاتبه نكنند. از زمان افتادن ايران به دست عرب، تا آن روز مكاتبات اداري به زبان عربي صورت مي گرفت. با صدور دستور اكيد يعقوب ليث بود كه «پارسي» بار ديگر زبان رسمي ايرانيان شد و رونق گرفت. يعقوب بود كه خواست براي حروفي كه در عربي نيست و در فارسي تلفظ مي شود، جانشين بيابند تا خط الرسم تكميل شود و سالها طول كشيد تا اديبان با هم به توافق رسيدند كه «پ، چ، ژ، گ» را با افزودن نقطه و سركش بر حروف عربي مشابه، به وجود آورند تا تركيب حروف تغيير نكند و مقرر داشتند كه از بكار بردن حروف خاص زبان عربي از جمله «ص، ض، ط، ظ، ث، ح، ع و ء » در واژه ها و اسامي فارسي خودداري شود. تكميل اين تغييرات هشتاد سال وقت گرفت و اين اصلاحات حروف و تبديل واژه ها در سال 950 ميلادي به پايان رسيد و خط الرسم فارسي امروز به دست آمد. بايد دانست كه ايرانيان تنها مسلمانان آن زمان بودند كه زبان ملي خود را از دست ندادند. مي دانيم كه ايرانيان ساكن «فرارود» و خراسان خاوري (افغانستان شمالي امروز) كه تاجيك خوانده مي شوند «پارسي» را از دست نداده بودند و گروهي از آنان با افتخار تمام خود را پارسيوان = پارسيبان مي ناميدند.<br />
يعقوب كه پرچم استقلال طلبي را در سيستان برافراشته بود در سال 862 ميلادي هرات و سال بعد سراسر شمال شرقي ايران و تا كابل را از دست عمال خليفه بغداد بيرون آورده بود. يعقوب پس از آزاد كردن كرمان، با همان هدف، فارس و خوزستان را پس گرفت و با خليفه عباسي مستقيماً وارد جنگ شد، ولي اندكي پس از رد پيشنهاد صلح خليفه در سال 878 ميلادي‏، در خوزستان از بيماري قولنج درگذشت، همانجا مدفون شد و برادرش «عمرو» بر جاي او نشست و مصلحت در آن ديد كه با خليفه از در آشتي درآيد و خليفه هم حكومت وي را بر فارس، اصفهان، كرمان، سيستان، مكران (بلوچستان)، سند (ايالت جنوبي پاكستان امروز به مركزيت شهر كراچي) و بخش هايي از خراسان به رسميت شناخت.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mypersia.wordpress.com/1040/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mypersia.wordpress.com/1040/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mypersia.wordpress.com/1040/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mypersia.wordpress.com/1040/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/mypersia.wordpress.com/1040/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/mypersia.wordpress.com/1040/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/mypersia.wordpress.com/1040/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/mypersia.wordpress.com/1040/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mypersia.wordpress.com/1040/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mypersia.wordpress.com/1040/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mypersia.wordpress.com/1040/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mypersia.wordpress.com/1040/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mypersia.wordpress.com/1040/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mypersia.wordpress.com/1040/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1040&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mypersia.wordpress.com/2011/06/16/%d9%8a%d8%b9%d9%82%d9%88%d8%a8-%d9%84%d9%8a%d8%ab-%d9%88-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%85%d9%87%d9%85-%d9%85%d9%8a%d9%87%d9%86%d9%8a-%d8%a7%d9%88-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%b5%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d03a1612ce91bb706dd35084e9ad95de?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">mypersia</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>کتاب سخنان بزرگمهر &#8211; تینا حقوقی</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com/2011/05/13/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d9%85%d9%87%d8%b1-%d8%aa%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82%db%8c/</link>
		<comments>http://mypersia.wordpress.com/2011/05/13/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d9%85%d9%87%d8%b1-%d8%aa%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 May 2011 12:05:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mypersia</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mypersia.wordpress.com/?p=1035</guid>
		<description><![CDATA[http://javedane-ha.blogspot.com/2009/08/blog-post_9103.html پادشاهان مردم دوست برگزیدگان پروردگارند . بزرگمهر بختگان مال هم مایه سربلندی و آسایش است ، و هم سبب خواری و پریشانی . اگر به آیین خرد صرف شود آفریننده شادی و برآورنده نام نیک است ، اما اگر بنهند و نخورند یا چنانکه باید بکار نبرند بهای سنگ و گوهر شاهوار یکی است [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1035&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>http://javedane-ha.blogspot.com/2009/08/blog-post_9103.html</p>
<p><a href="http://mypersia.files.wordpress.com/2011/05/2wd338y.jpg"><img src="http://mypersia.files.wordpress.com/2011/05/2wd338y.jpg?w=225" alt="" border="0" /></a><br />
پادشاهان مردم دوست برگزیدگان پروردگارند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>مال هم مایه سربلندی و آسایش است ، و هم سبب خواری و پریشانی . اگر به آیین خرد صرف شود آفریننده شادی و برآورنده نام نیک است ، اما اگر بنهند و نخورند یا چنانکه باید بکار نبرند بهای سنگ و گوهر شاهوار یکی است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>اگر امیدواری که رنجت بار نیکو دهد هرگز گفتار آموزگاران را خوار مدار و از فرمانشان سر مپیچ . بزرگمهر بختگان</p>
<p>توانگر کسی است که به آنچه خداوند توانا نصیبش کرده خرسند باشد . زیرا شوریده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسی نیست . بزرگمهر بختگان</p>
<p>بیدارترین ، هشیارترین ، و پسندیده ترین کسان ، دانای سالخورده ای باشد که دانش به تجربت آموخته است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>آنکه در طلب کمال است باید خرد ور و با دانش باشد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>به بسیار گفتن آبروی خود مبر . بزرگمهر بختگان</p>
<p>خوشا به حال پیمان منشانی که وجودشان به پیرایه پاکی و شرم آراسته شده . بزرگمهر بختگان</p>
<p>اگر پرسند کیستی باید هنرهای خویش را بشماری . بزرگمهر بختگان</p>
<p>باید پیوسته به پروردگار بی همتا رو آوریم ، در هر کاری او را بینا دانیم و باور کنیم که روزی ده مختار اوست . بزرگمهر بختگان</p>
<p>آز مایه نگرانی و تشویش خاطر است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>در حق کسی که قدر نیکمردی نشناسد نیکی نشاید . بزرگمهر بختگان</p>
<p>گشاده دلان بختیارانند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>آسوده حال کسی است که بردبار است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>آن که آرزوی سروری دارد باید هنر بسیار داشته باشد. بزرگمهر بختگان</p>
<p>هرگز در کژی و کاستی نمی کوبد و جز ره رادی و راستی نمی پوید . بزرگمهر بختگان</p>
<p>هفت چیز نشان بی خردی است : خشم آوردن بر بی گناه ، بخشش به ناسزاوار ، ناسپاسی به یزدان ، پراکندن راز ، دست زدن به کار ناسودمند ، اعتماد به مردمان نا استوار ، لجاج و ستیهندگی در درغگویی . بزرگمهر بختگان</p>
<p>کسی که در انجمن خاموش بماند دل آسوده است . هوش و دل و جان از شنیدن و به خاطر سپردن سخن دانندگان توشه می یابد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>هنر خردمند در این است که عیب خویش را دریابد و به رفع آن بکوشد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>چون به کسی اجازه دادی که در حضورتو سخن بگوید بر او درشتی و تندی مکن و بمان تا سخنش را به پایان برد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>چون دل راست اندیش و زبان راستگو باشد در کاستی و نادرستی بسته می شود . بزرگمهر بختگان</p>
<p>از دانش آموختن هیچ زمان ناآگاه ممان ، گرچه در این راه رنجها کشی ، مبادا که دلت از آموختن ناتوان و آشفته گردد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>خرد ، آدمی را گرانبهاترین چیز است ، و خداوند خرد در هر دو جهان کامروا و سرافراز است . و اگر از خلعت خرد محروم بود دانش بجوید ، چه دانشور سرور سروران است . و اگر از آن هم بی بهره بود باید دلیر باشد و در میدان نبرد بی باک باشد تا در نظر پادشاه گرامی ، و پیوسته شاد و فرمانروا باشد .و اگر این نیز نداشت دیگر درخور زنده ماندن نیست ، و بهتر است که مرگ وی را دریابد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>آنکه در آموختن جهد نمی کند هرگز نباید در انجمن دانایان لب به گفتار بگشاید . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دوستان برای نخجیر دشمنان چون تیر و پیکان اند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>در نظر خردمند شادیی که غم به دنبال دارد بی ارزش است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>تن به تن آسانی و کاهلی نباید سپرد . کاری باش و از این راه شادی و آسایش فراهم کن . بزرگمهر بختگان</p>
<p>چون بخشنده ای با مستحق بخشش و کرم کرد در دل احساس شادی و فرح کند ، و ببالد . اما نیکی کردن به ناسزاوار روا نیست ، چه او هرگز قدر احسان را نمی شناسد و همچنانکه از خار خشک گل نمی روید ، ارج نهادن به نیکی را نمی داند . اگر از گنگی یا کری چیزی بپرسیم دور نیست که به گونه ای پاسخ گوید ، اما نشدنی است که نااهل و ناسزاوار قدر احسان را بشناسد و سپاس گوید . بزرگمهر بختگان</p>
<p>بد نژادان و بدگوهران اشتباه کار را باید از درگاه خویش براند تا نیکان از گزندشان در امان بمانند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>شهریاری در خور آفرین است که مردمان راستگو و پرهیزگار از او گزند نیابند . و شراندیشان و بدان از بیمش اشتباه و گناه نکنند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>رشک بردن زهر جان است ، و همنشینی و همزبانی با مردمان سخن چین و دو روی پر گزند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>اگر کسی نه در وقت ضرورت سخن گفت قدرش شکسته می شود . بزرگمهر بختگان</p>
<p>خردمند به چیزی که اگر به دستش نیاید غمگین و دلازرده می شود ، هرگز دل نمی بندد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>گرانبهاترین خلعت ایزدی خرد است . اگر زورمندی بی خرد باشد در حقیقت ناتوان و خوار و بی خریدار است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>مرگ نادان به از زندگی اوست . بزرگمهر بختگان</p>
<p>اگر روزی به چیزی نیازمند شدی به ملک و مال و دیگر اسباب حشمت و بزرگی خویش مناز . به کار و پیشه ای بپرداز که نامت سبک و ننگین نشود . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دوستی برای خود برگزین که به گاه سختی و درماندگی مددکارت باشد. بزرگمهر بختگان</p>
<p>در نظر مردم سخن سنج قدر سخن بیش از گنج است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>کوشیدن به کار ناشدنی خلاف خرد است که در آهن به آب رخنه نتوان کرد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>مبادا که از دشمن همزور بیم کنی ، اما اگر در نبرد سستی نمایی نگون بخت و شکسته می شوی . بزرگمهر بختگان</p>
<p>بیهوده گوی در نظر هیچ کس قدر ندارد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>ستوده و نیک فرجام کسی است که دادگر و نیکنام و در کردار و گفتار به هنجار باشد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>آنچه دلخواه همه است جز تن درستی نیست ، که اگر کسی روزی از آن محروم شد آرزویی جز بدست آوردنش ندارد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>فر و شکوه زمانی فزونی می یابد که دانا نزدمان ارجمند باشد ، و کام بدخواه را به زهر بی اعتنایی بیالایم . بزرگمهر بختگان</p>
<p>برترین دانش ها یزدان پرستی است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دانایان روشندل می دانند که دوران زندگی دراز نیست ، تن آدمی از این جهان است و روان از سرای دیگر . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دل در آرزوی آنچه دسترسی بدان متصور نیست نباید بست ، از آنکه مایه رنج تن و بلای جان است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>کسی در شمار دانایان است که بر آنچه از دستش رفته افسوس نخورد ، از نایافته به رنج نباشد ، چون در طلب مرادی با سختی رویا رو شود سست نگردد و دل به ناامیدی نسپارد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>خود را با هوس نزدیک مکن که خرد از تو روی بر می تابد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری . بزرگمهر بختگان</p>
<p>در آیین خرد در هر کاری اندیشه باید . بزرگمهر بختگان</p>
<p>برای آدمی دشمن دانا از دوست نادان بهتر است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دیو کین و دیو سخن چینی گزنده است . سخن چین هرگز جز به دروغ لب نمی گشاید . گفتارش همیشه بی فروغ است .دو روی و سخن چین از مهر یزدان بی بهره اند و از او در هراسند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>هرکس گوش نصیحت نیوش داشته باشد ، و دل به آموختن بسپارد ، بسا سخنان سودمند که از دانایان بشنود . بزرگمهر بختگان</p>
<p>کسی که زبانش را از بد گفتن باز دارد ، و دل هیچ کس را به گفتن سخنان زشت نیازارد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>به نزدیک خردمندان چهار چیز بر پادشاهان عیب است : ترسیدن در میدان جنگ ، گریز از بخشندگی ، خوار داشتن رای خردمندان ، شتابزدگی و نا آرامی و بیقراری در کارها . بزرگمهر بختگان</p>
<p>سخنی که سودی در آن نیست نگفتن بهتر ، چه سخن بی سود در مثل مانند، آتشی است که دودش بسیار و گرمی و فروغش سخت اندک باشد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>برای نادان پیرایه ای سزاورتر و زیباتر از خاموشی نیست . بزرگمهر بختگان</p>
<p>فرخنده روزگار کسی است که اهرمن او را از راه راست بیرون نبرد و همواره بی گناه زندگی کند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>کسی که به حکمت پروردگار معتقد و خستو باشد به بد ونیک روزگار نمی پردازد چنین بنده ای در پرستیدن یزدان بیشتر می کوشد و از بد سکالی و پیروی دیوان می پرهیزد ، ناکردنی نمی کند و از رنجه کردن بی گناهان بیزاری می جوید . بزرگمهر بختگان</p>
<p>نام جستن بی دلیری میسر نمی گردد ، و زمانه از بددلان بیزار است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>اگر کوه با همه سنگینی و عظمت و صلابت که وی راست فرمان شاه را سبک دارد تیره رای خیره سری بیش نیست . بزرگمهر بختگان</p>
<p>به هنگام نبرد هوشیار و نگهدار تن خویش باش . چون دشمن در برابر تو ایستاد بر آشفته مشو و تدبیر نیکو کن . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دل کسی که خاطر شاه دادگر از او مکدر باشد جایگاه دیو است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>هر کس را سرنوشتی مقدر است . یکی روز و شب در طلب سربلندی و سروری به جان می کوشد و بهر ه اش جز خستگی و فرسودگی و نامرادی چیزی نیست . به تعبیر دیگر در کنار چشمه روشن و گوارا تشنه می ماند. از سوی دیگر بی هنری بختیار ، بی آنکه تن به کار و کوشش بسپارد ، روزگار بر او می خندد و از همه گونه آسایش و آرامش برخوردار می گردد . پروردگار چنین خواسته و تدبیر بر تقدیر کارگر نمی افتد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دانش برترین داده های یزدان پاک است . خردمند همیشه سرور است ، بزرگمهر بختگان</p>
<p>هر که تن درست و نیرو دارد هرگز سخن نادرست نمی گوید . دروغگویان همه بیمار و ناتوان و زبون اند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>آنکه طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند . چون گناهی از کسی بیند و بر او دست یابد ببخشد ، و کینه خواه و تیز خشم و دشمن سوز و نا بردبار نباشد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>آنکس بر خویشتن نگهبان دارد که برای رسیدن به هوس و آرزوهای کوچک قدر نیکخویی و جوانمردی را نشکند ، و اگر فزونی و کامیابی بد روزگار را دید تن به پستی و زبونی نسپارد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>بخشنده نیکخوی آن کس است که به بخشش جانش را آراسته گرداند . دور از جوانمردی است که بخشنده بر آن کسی که چیزی به او داده یا خیری رسانده منت نهد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>ده چیز بر ده گروه خاصه بر دانش پژوهان نکوهیده است : دروغ گفتن به فرمانروا ، سپهبدی که زر بر سپاه خویش نپراگند ، مرد سپاهی که از پیکار بهراسد ، دانشمندی که چون چیزی در نظرش مطبوع افتد دل به هوس سپارد و از گناه نترسد ، پزشکی که خود بیمار و دردمند شود . تنک مایه ای که به دروغ به سرمایه و دارایی خویش نازد ، سفله ای که بر هر کس که چیزی دارد رشک برد ، خردمندی که زود خشم بود ، و به چیز کسان طمع ورزد ، کسی که رهنمایی از نادان امید دارد ، و آنکه کارگاه و یا بنیادی سترگ را به کاهلی سپارد ، و بی خردی که خردجوی نباشد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>آدمی باید از گناه بپرهیزد ، هر چه را به خویش نمی پسندد به دوست و دشمن خود روا ندارد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>خرد بر سر جان چون افسری تابنده است و مدارا و مهربانی به قدر همسنگ خرد است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>آنکه به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>روشندل و نکته دان کسی است که سخنان کوتاه و پر معنی بگوید . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دل اهل دانش وقتی شاد می گردد که بردبار بوده و مردم بی شرم را به خویش نزدیک نکند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>زورمندترین و پر گزنده ترین اهرمن آز است ، که دیوی است ستمکار و دیر ساز . بزرگمهر بختگان</p>
<p>خردمند هرگز غم آنچه را از دستش رفته نمی خورد ، حتی اگر عزیز ترین کسش مرد و وی را به خاک سپرد ، شکسته غم و درد نمی گردد ، دیگر آنکه مرد خردور از نادیدنیها چنان دل می کند که باد از بید می گذرد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>همرزمان هوشیار اختیار کن ، و اگر خصم بر تو تیز گردیداز او برمتاب . اما چون یقین کردی که در برابر او تاب پایداری نداری به جنگ مکوش و با خصم پر توان میاشوب . بزرگمهر بختگان</p>
<p>در خوردن اندازه نگهدار که پر خوردن مایه زورمندی نیست . بزرگمهر بختگان</p>
<p>چون دانستی که خدا از خاکت آفریده کردنکشی و خود رایی مکن . بزرگمهر بختگان</p>
<p>اگر بخردی هرگز گرد بدی مگرد ، که نیکوترین کسان آن بود که بیرون و دترونش پاکیزه و نیک باشد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دل آدمی بنده آرزوست ، سرشتها یکسان نیست ، هر کس خویی دارد ، و جویا و خواهان چیزی است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>خرد در نظر گاه مردمان آزاده و نیکخو جهان پر از شادی و شکوه می نماید . بهره خردمندان و امید واران همیشه شادکامی است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دبیر اگر رایمند و هوشمند باشد ، خط نیکو بنویسد ، کم گو ، پارسا، شکیبا ، با دانش ، راستگوی، وفادار ، و تازه روی باشد شرف همصحبتی فرمانروا را می یابد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>هر که را زر و سیم و خواسته است باید در خرج کردن اندازه نگهدارد ، نه چندان گشاده دست باشد که مدتی کوتاه بی چیز و بینوا گردد ، و نه چندان در نگهداری آن بکوشد و برخود سخت بگیرد که به مال اندوختن و خست طبع منسوب و معروف شود . بزرگمهر بختگان</p>
<p>هرگز سخنی که خرد نپسندد بر زبان میاور . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دانا هرگز برده و زبون خواسته نمی شود ، و در راه اندوختن مال ، خویش را در تنگی و رنج نمی افگند .اما خصم خرد و روان روشن ، کردار بد است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>شتاب زدگی از سبکساری باشد ، و هر که شتابزده باشد و آهستگی ندارد همواره پشیمان و غمناک باشد ، و مردم سبکسار در چشم مردمان حقیر باشد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>فرو ریزی سلسله های بزرگ از آن جهت است که بر کارهای بزرگ کاردان خُرد و نادان گماشتند ، و دیگر آن که دانش را و اهل دانش را دشمن داشتندی . بزرگمهر بختگان</p>
<p>خردوران همیشه به راه آزادگان و راستان می روند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>خود رایی و خودبینی ، همه کام و مراد خود طلبیدن و دیگران را نامراد و خوار و زبون خواستن ، راه اهرمن ، و دل به بهی و نیکی سپردن راه یزدان است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>آنکه پیروی خرد است دل به هوس نمی سپارد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>هر که را جان نگهبان تن باشد و خرد به او فرمانروایی کند زندگیش سراسر آسایش و روشنی است. بزرگمهر بختگان</p>
<p>توانگر راستین کسی است که آز در دلش راه نیافته است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>شاه به دانایی و خاطر نگهداشتن مردمان نامبردار است نه به خودستایی و کبر و خودبینی و بیدادگری . بزرگمهر بختگان</p>
<p>پرحرف را که دشمن راستی و خصم روان پاک است هرگز نپذیر . بزرگمهر بختگان</p>
<p>بیزاری بجوی از کسی که دریغش می آید که کسی از نیکی و یاری کس دیگر بهره یابد ، نه دانشور است و نه می خواهد که از دانش دیگران سود جوید . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دانای روشندل کسی است که به فرمان دیو از راه یزدان پاک جهان آفرین برنگردد. بزرگمهر بختگان</p>
<p>آنکه خشم بر او چیره نشود و بر گنهکار سخت نگیرد از گزند در امان است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>دیو خشم چنان پر جوش و خروش است که هوش و خرد را زبون خویش می کند . دیوی پر آژنگ چهر که به هیچ مهربانی آرام نگیرد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>هر کس از بند آز برهد ، و پیوسته بی نیاز بماند براستی نیکبخت است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>ناسپاس رای و شرم ندارد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>خرد در پیکار با دیوان برنده ترین سلاح ها ااست در برابر شمشیر تیز دیو ، خرد جوش است و جان بدان روشن . بزرگمهر بختگان</p>
<p>درگاه فرمانروا بسان دریاست ، جوینده ای از دریا ریگ به کف می آورد و دیگری دُر شاهوار . بزرگمهر بختگان</p>
<p>کسی که بنده گنج و درم نباشد هرگز پراگنده خاطر و دژم نمی گردد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>هیچکس پر آوازه و به نیکی سمر نمی گردد مگر آنکه از بدیها بپرهیزد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>برای رسیدن به هدف و مقصود بهترین راه آن است که از راه راست رو نگر داند و از گناه بپرهیزد ، بی گمان آرام ، و کام و نام نصیبش می شود . بزرگمهر بختگان</p>
<p>کسی که به آنچه دارد رضا و خرسند است هرگز رنج و تیمار و بدی در دلش راه نمی یابد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>ارزش هر کس به قدر خرد اوست . بزرگمهر بختگان</p>
<p>مردم خوش منش خویشتن دار همیشه در نظر همگان گرامی اند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>خردمندی که بخشنده و دانشور و دادگر و نژاده باشد هرگز بد خو نمی شود . بزرگمهر بختگان</p>
<p>گیتی همه فسانه و باد است ، و آنچه بر آدمی می گذرد سراسر خواب و خیال را ماند ، آنچنانکه آدم وقتی از خواب بیدار می شود از آنچه به خواب دیده اثر نمی یابد ، تلخیهای و شیرینی های زندگی نیز پایدار نمی ماند . بزرگمهر بختگان</p>
<p>سخنهای بلند و نیکو را فراموش مکن که سخن بر تخت شاهی تاج است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>خرسندترین آدم کسی است که دل از مهر و موافقت گردان سپهر برگیرد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>امید ، آهستگی و ملایمت زندگی را روشن و شیرین می کند ، خشم و تیزی مایه رنج و بلاست . آهسته رو از عیبجوی می گریزد و شرم و آهستگی را دوست می دارد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>آن کس که به آموختن کوشاتر و گوشش به دانش نیوشاتر است ، امیدوارترین کسان است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>کسی لیاقت سرفرازی و سروری را دارد که فروتن ، بخشنده باشد ، بکوشد ، بجوید ، با همراهان همدل در طلب دانش و تجربه سفر کند ، و همیشه با همه کس به مدارا و آهستگی رفتار نماید . بزرگمهر بختگان</p>
<p>کسی که دلش از بیم نداری و بینوایی نلرزد وجودش همیشه لبریز شادی است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>بد خو چنان به رنج اندر است که از زندگانی و تندرستی و خواسته لذت نمی برد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>سنگین ترین چیزها برای آدم بار گناه است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>بهترین خو سازش و آشتی خواهی است . بزرگمهر بختگان</p>
<p>هر که نیک نهاد و پاک منش و کوشا باشد ، به آنچه سزاوار است می رسد . بزرگمهر بختگان</p>
<p>بیهوده گویان پند آموزند ، زیرا هشیاران عیب ایشان را به دیده می نگرند و از بیهوده گویی می پرهیزند . بزرگمهر بختگان</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mypersia.wordpress.com/1035/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mypersia.wordpress.com/1035/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mypersia.wordpress.com/1035/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mypersia.wordpress.com/1035/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/mypersia.wordpress.com/1035/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/mypersia.wordpress.com/1035/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/mypersia.wordpress.com/1035/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/mypersia.wordpress.com/1035/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mypersia.wordpress.com/1035/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mypersia.wordpress.com/1035/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mypersia.wordpress.com/1035/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mypersia.wordpress.com/1035/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mypersia.wordpress.com/1035/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mypersia.wordpress.com/1035/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1035&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mypersia.wordpress.com/2011/05/13/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d9%85%d9%87%d8%b1-%d8%aa%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d03a1612ce91bb706dd35084e9ad95de?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">mypersia</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://mypersia.files.wordpress.com/2011/05/2wd338y.jpg?w=225" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>قتل بزرگمهر &#8211; اهميت انديشه، دانش و تجربه براي يک ملت&#8230;دكتر نوشيروان كيهاني زاده</title>
		<link>http://mypersia.wordpress.com/2011/05/13/%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d9%85%d9%87%d8%b1-%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%8a%d8%b4%d9%87%d8%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%88-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87/</link>
		<comments>http://mypersia.wordpress.com/2011/05/13/%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d9%85%d9%87%d8%b1-%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%8a%d8%b4%d9%87%d8%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%88-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 May 2011 11:59:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>mypersia</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ ایران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mypersia.wordpress.com/?p=1033</guid>
		<description><![CDATA[http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp دكتر نوشيروان كيهاني زاده مورخان اروپايي ماه مه سال 590 ميلادي را به دلايل متعدد آغاز پايان كاردودمان ساسانيان ايران نوشته اند كه يكي از اين دلايل؛ كنار گذاشتن، بازداشت و احيانا قتل مديران مجرب و ايراندوست كشوري و لشكري بود. در اين ماه «بزرگمهر» وزير معروف و باتدبير خسرو انوشيروان نيز به دستور [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1033&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp</p>
<p>دكتر نوشيروان كيهاني زاده</p>
<p>مورخان اروپايي ماه مه سال 590 ميلادي را به دلايل متعدد آغاز پايان كاردودمان ساسانيان ايران نوشته اند كه يكي از اين دلايل؛ كنار گذاشتن، بازداشت و احيانا قتل مديران مجرب و ايراندوست كشوري و لشكري بود. در اين ماه «بزرگمهر» وزير معروف و باتدبير خسرو انوشيروان نيز به دستور خسرو پرويز كشته شد و ايرانيان از داشتن يك مدير شايسته، مدبر، انديشمند و ميهندوست عاري شدند.<br />
يك سال پس از قتل بزرگمهر، خسرو پرويز به توصيه دلسوزان ايران كه سپهبد بهرام چوبين را ببخشد و اين نابغه نظامي را از دست ندهد اعتناء نكرد و در سال 594 هم نقشه قتل سپهبد بستام (بيستام ، امروزه : بسطام) ساساني را كشيد كه فرار كرد و در غربت درگذشت. در عهد خسرو پروير بسياري از ژنرالهاي برجسته ايران در جنگهاي غير ضروري او كشته و يا قرباني سوء ظن وي شدند و جان باختند . مديران اداري شايسته هم از گزند او در امان نماندند، بنابراين ديگر شخصيتي باقي نمانده بود كه امپراتوري كهنسال ما را با تدبير و نيرو حفظ كند و ظرف چند دهه از هم گسيخت.<br />
در كتاب «مديريت در ايران باستان» تاليف «تاراپور» آمده است كه از زمان تاسيس ايران واحد به دست كوروش بزرگ، رسم بود كه از مديران شايسته (نظامي و اداري) و مردان انديشه و دانش تا پايان عمر استفاده مي كردند و در مورد مديران امور كه گردانندگان چرخهاي امپراتوري بودند؛ زماني از كارشان (به صورت مدير و مقام) و زماني ديگر از تجربه و مغز آنان (به صورت مشاور و اندرزگو). اين رسم پسنديده پس از سلطه عرب و تا حمله مغول كم و بيش رعايت مي شد و امويان و عباسيان روش ها و تجربيات مديريت امپراتوري ايرانيان را بكار بستند و موفق بودند. ايلخانان مغول و اميرزادگان تيموري هم اين روش را تا حدي دنبال مي كردند ولي با اندك سعايتي، مدير ايراني را منهدم و يا از صحنه بيرون مي انداختند و به همين دليل دركار خود موفق نبودند و دولتي مستعجل داشتند. صفويه، جز شاه عباس يكم، معتقد به نقش تجربه و مغز (انديشه و دانش) نبود كه افشاريه و به ويژه زنديه بازگشت به اصل (دوران امپراتوري باستاني) كردند.<br />
در عصر قاجاريه، تنها امير كبير را با بزرگمهر قابل مقايسه دانسته اند.<br />
در كشورهاي پيشرفته، از دير زمان وزيران، مديران و ژنرالهاي اين كشور را پس از اتمام دوره و يا در زمان بازنشستگي به عنوان مشاور، استاد و اندرزگو بكار مي گيرند. حتي رسانه هاي اين ممالك هنگام ضرورت نظر آنان را درباره «موضوع روز» مي پرسند و راهنمايي هايشان را منتشر مي سازند و روي اين نظرات بحث طولاني مي كنند تا جامعه به بيراهه نيافتد.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/mypersia.wordpress.com/1033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/mypersia.wordpress.com/1033/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/mypersia.wordpress.com/1033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/mypersia.wordpress.com/1033/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/mypersia.wordpress.com/1033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/mypersia.wordpress.com/1033/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/mypersia.wordpress.com/1033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/mypersia.wordpress.com/1033/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/mypersia.wordpress.com/1033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/mypersia.wordpress.com/1033/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/mypersia.wordpress.com/1033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/mypersia.wordpress.com/1033/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/mypersia.wordpress.com/1033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/mypersia.wordpress.com/1033/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=mypersia.wordpress.com&amp;blog=8808196&amp;post=1033&amp;subd=mypersia&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mypersia.wordpress.com/2011/05/13/%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d9%85%d9%87%d8%b1-%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%8a%d8%b4%d9%87%d8%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d9%88-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d03a1612ce91bb706dd35084e9ad95de?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">mypersia</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
